تبليغاتX
سایت تخصصی گیتار الکتریک
iron maiden is my best group
با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز

واقعا شرمنده به خاطر یک غیبت طولانی مدت

امروز که درحال صحبت با چند تن از دوستان بوذم متوجه اعلامیه ی جدید وزارت ارشاد شدم

اعلامیه ی بزرگی که بر روی دیوار نصب شده بود

((به هیچ البوم موسیقیه پاپ مجوز داده نخواهد شد لطفا سوال نفرمایید))

با توجه به این اعلامیه احتمال مجوز البوم استاد اعرابی به غیر ممکن نزدیک شد

با توجه به فضای پیش امده بعد از انتخابات در کشور کار برای تمام عرصه ها به ویژه موسیقی سختتر شده

۵شنبه ی گذشته که با استاد صحبت میکردم از احتمال پخش البوم به صورت غیر مجاز گفت

ترک هایی از این البوم رو خودم گوش دادم و شعر های اون به صورت سیاسی و اعتراضی است

تا جایی که حتی یکی از ترانه ها به یک شخص اشاره میکنه و بیشتر به صورت ترش متال ساخته شده وانتظار مجوز برای ان بی فایده است

شاید موسیقیه متال هم در ایران باید منتظره یک انقلاب سبز باشد ؟؟؟

به امید تحقق ارزوهایتان

یا حق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:17  توسط حمیدرضا | 
با سلام خدمت همه ي دوستان

اول از همه تشكر ميكنم از دوست خودم سياوش كه پيشنهاد قرار دادن مصاحبه ي استاد با روزنامه ي اعتماد رو به داد

و حالا ميخواهم كفتگوي خودم با استاد رو كه درباره ي البوم وهمه ي مسايل از ايشون بذارم به نظرم حرفهاي جالبي بين ما ردوبدل شد واين كه جواب ها همه شفاف و بي پرده است

استاد فرشيد اعرابي پس تلاش هاي مكرر خود توانست در سال 1382 اولين البوم هوي متال ايراني رو تحت عنوان "پنهان" به بازار عرضه كنه و بعد از اون نيز پس از از يك تاخير 5 ساله البوم سكوت راوي مجوز انتشار گرفت و در سال 1387 وارد بازار شد

استاد كي شروع به ساختن اهنگ هاي البوم سكوت راوي كرديد وكي به پايان رسيد؟

من بعد از البوم پنهانشروع به ساختن البوم كردم و ساخت البوم بعد از 9 ماه به پايان رسيد

پس چرا سكوت راوي اينقدر دير بيرون امد؟

به دلايل مختلف از جمله گرفتن مجوز براي اشعار و اهنگ تنظيم و اكولايز البوم و ميكس و مسترش كه توسط ارد انزابي پور انجام شد

اسم البوم و اشعارش يكم سياسي نيست؟

چرا اتفاقا سكوت راوي معناي خيلي خاصي داره به همراه اون عكسش(به من گفت) و منتظر هستم ببينم كسي به معناي ان پي ميبرد ودر نقد ها گفته ميشود يا خير من براي گرفتن مجوز البوم 2 سال هر سه شنبه به ارشاد ميرفتم و سوال ميپرسيدم كه مجوز امده يا نه كه هردفعه ميگفتن در حال بررسيه يا اينجاش بايد حذف بشه خلا صه اين كه يه روز كه رفتم ارشاد از منشي پرسيدم كه ايا خبري شده كه اين با با جواب ديگري روبرو شدم منشي گفت صبر كنيد ببينم فكر كنم امده است من در حالي كه قلبم به شدت در حال تپيدن بود و چشم به دهان منشي انداخته بودم صدايي شنيدم كه گفت بله مبارك است و اون لحظه از شدت خوشحالي چند لحظه زبانم بند امد خلاصه كه خيلي دردسر كشيدم ولي بعد از 2 سال دوندگي توانستم البوم را منتشر كنم

استاد ارشاد چه چيزهايي را ايراد ميگرفت؟

بيشتر روي اشعار متمركز بود و اهنگهام زير دست كسي بود كه دكتراي موسيقي داشت و با ان زياد مشكل نداشتم ولي در بخش اشعار با افرادي غير متخصص روبرو بودم كه از هر كلمه اي معناي عميق سياسي ميساختند وچنتا از اون ايراده مثل اينكه صفر و يك(كامپيوتر) يعني چي؟ يا حراج حرمت يعني چي ؟ كه من برايشان توضيح ميدادم كه يعني به حراج گذاشتن حيا و حرمت پاي چت و اينترنت ويا اينكه گفته بودن قسمت "صداي جغد شوم ترنم" ترانه بايد حذف بشه و هزار جور ايراد الكي ديگه

پس چه جوري مجوز گرفتيد؟

خودم هم نميدانم با توجه به اسم البوم"سكوت راوي" وعكسش كه دهن مجسمه رو بستن ونميذارن حرف بزنه شك داشتم كه مجوز بدن ولي همه چيز يكدفعه خودبه خود جور شد

خيلي ها از صداي بم گيتار ديستروشن ايراد گرفته بودن؟اين براي مجوز بود يا دليل خاص ديگري داشت؟

يك مقداريش براي كا هش خشن بودن موسيقي بود و اين كه صداي بم گيتار بيشتر به صدام مي آد واين كه ما براي ضبط امكانات پيشرفته اي نداريم كه بخوايم با خارجي ها از نظر كمي رقابت كنيم ولي از كيفي از خيلي ها برتريم

به نظر سكوت راوي مردمي تر از پنهان بود؟

اول يه توضيح بدم كه پنهان خيلي فروش كرد و كساني كه قرار بود من را بشناسند شناختند ودر البوم دوم يكسري با من از قبل اشنا بودن و خواستم با عده ي ديگري ارتبا ط بر قرار كنم

كدوم اهنگتون رو بيشتر دوست دارين؟

من همه ي اهنگ هاي البوم را دوست دارم ولي اگه فقطبخوام يكي را بگم "روز هاي پر بهانه"چون من براي اين اهنگ زحمت زيادي كشيدم و تمام احساسات خودم در اون بود با همه ي اعتراضات و انتقادها

ودر مورد البوم سوم؟

كار روزهاي اخر خود را سپري ميكند و بايد بره ارشاد خاك بخوره ولي خيلي متفاوت خواهد بود و هر جلوتر ميرم سعي ميكنم البوم هام متال خالص باشه من كارهاي دث متال و ترش متال هم دارم ولي خودم ميدونم كه مجوز به چنين سبك هايي نمي دهند و من هم تلاشي برايش نميكنم

ااكنون مشغول چه كاري هستيد؟

ساختن اهنگ براي تاتر و اموزش بچه هاي مشتاق گيتار الكتريك

از خارج هم پيشنهادي داشتين؟

بله مثلا از اينگيليس براي ساختن كليپ پيشنهاد داشتم ولي ديگر حوصله ي اين كارها را نداشتم

ايا كنسرت هم ميذارين؟

بعيد ميدانم چون بيد تعداد زيادي نوازنده بياوريم و كنار امدن با همه ي انها قبول كن مشكله

(اين مصاحبه مال 4 هفته پيشه ولي تو اين هفته كه با استاد صحبت ميكردم گفت شايد با گروه كهتميان كنسرتي داشته باشيم من هم گفتم ايشالله كه بشه)

اين هم از صحبت هاي استاد شايد خيلي حرفها رو از قلم انداخته با شم بخاطر همين اگر سوالات ديگري داريد در نظرات بيان كنيد

بخاطر غلط هاي تايپي احتمالي هم من را ببخشيد

يا حق


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 20:22  توسط حمیدرضا | 
گفت وگو با فرشيد اعرابي به بهانه انتشار آلبوم «سکوت راوي»
روي صحنه هيچ گيتاري خرد نشد
داوود سينايي
دومين آلبوم مستقل فرشيد اعرابي (1349) مدتي پيش به بازار عرضه شد. اين نوازنده و آهنگساز کار حرفه يي خود را در سال 74 با اولين نسل از خوانندگان موسيقي پاپ بعد از انقلاب آغاز کرد اما در اوايل دهه 80 راه خود را از جريان غالب اين موسيقي جدا کرد و سراغ موسيقي راک رفت. اولين آلبوم او « پنهان» نخستين آلبوم هوي متال با کلام فارسي به شمار مي آيد. با اعرابي در مورد آلبوم جديدش «سکوت راوي» که شامل هشت ترانه است و نيز وضعيت و آينده موسيقي راک در ايران گفت وگو کرديم.

---

-از انتشار آلبوم «پنهان» در سال 82 تا آلبوم دوم «سکوت راوي» پنج سال مي گذرد. اين فاصله زياد نيست؟

همزمان با انتشار آلبوم «پنهان» در سال 82 من به اتفاق دوستي، استوديويي به اسم « نيروانا» راه انداختم که تقريباً يک سال و اندي وقت مرا گرفت و از پروژه آهنگسازي دور شدم. بيشتر تمرکزم روي مسائل فني استوديو بود. ولي اين فقط يک جنبه از ماجراست. در ايران توليد يک آلبوم از مرحله انتخاب شعر تا ضبط و انتشار چيزي حدود 5 تا 6 ماه طول مي کشد. اما همين آلبوم وقتي براي کسب مجوز به وزارت ارشاد مي رود هيچ معلوم نيست که چه وقتي پاسخ دريافت مي کند. آلبوم «سکوت راوي» 16 ماه در انتظار جواب ارشاد بود. پروسه توليد يک آلبوم و انتشار آن حدود دو تا سه سال طول مي کشد. به اين خاطر اثري که منتشر مي شود مثل غذاي از دهان افتاده است. وقتي انتشار يک اثر اينقدر طول بکشد بر اثر مرور زمان هم نگاه هنرمند تغيير مي کند و هم امکانات و وسايل روزبه روز پيشرفته تر مي شود. سرت را که مي چرخاني 10 جور نرم افزار و برنامه جديد آمده و معيارها را به هم ريخته. فکر مي کردم وقتي «سکوت راوي» منتشر شود خستگي ام در مي رود اما اين پروسه آنقدر طول کشيد که خستگي کار برايمان ماند.

-درست است، مميزي و بررسي ارشاد در حوزه هاي ديگر مثل کتاب هم خيلي بيش از اندازه طول مي کشد. در حوزه موسيقي اين مشکل همه است يا آلبوم شما چون به هرحال شکل غربي از موسيقي است اينقدر رويش حساسيت بود؟

نه فکر مي کنم براي همه اين جوري است. البته سياست مشخصي در کار نيست. شنيده ام قرار است ارشاد فقط آلبوم هايي را بررسي کند که از طرف شرکتي ساپورت مي شود. به نظرم خوب است. حداقل موزيسين ها و آهنگسازها تکليف خودشان را مي دانند. شرکت از اول مي گويد آلبوم را مي خواهد يا نه و بعد به ارشاد ارائه داده مي شود. خيلي ها کار مي سازند و يک سال در ارشاد مي ماند و مجوز که مي گيرد تازه بايد دنبال تهيه کننده بگردند. هستند کساني که ريالي هم بابت فروختن آلبوم شان نمي خواهند. به همين راضي اند که شرکتي آلبوم را برايشان پخش کند اما ميلي براي پخش نيست.

-بعد از آلبوم «پنهان» قاعدتاً با نظرهاي متفاوت و بسياري مواجه شديد. اين نظرها چه تاثيري بر توليد «سکوت راوي» گذاشت؟

راستش آلبوم اول من يک جور موش آزمايشگاهي بود. نتيجه آزمون و خطاهاي بسيار بود و با نظرهاي مختلفي مواجه شد. گفتند چرا درام زنده ضبط نشد؟ چرا مونتون خوانده؟ پاسخ من اين بود که حالت خواندن در آلبوم «پنهان» يک جور مرثيه خواني است. کنتراست موسيقي و شيوه خواندن تعمدي بود. خواستم تست کنم و احساس مي کردم در مسير خوبي هستم. رايج است که خواننده راک بالا مي خواند، صدايش اوج مي گيرد و گاهي حتي ديستورت مي شود. من فکر مي کردم اين شيوه در فرهنگ ما جا ندارد. هم مساله مخاطب بود و هم ارشاد. مجبور بودم راه حل ديگري پيدا کنم. آهسته و پله پله پيش آمدم. شرايط مهيا نبود که درام را به صورت زنده ضبط کنم. بد نيست همين جا اشاره يي بکنم به شرايط ضبط يک آلبوم راک که خيلي با انواع ديگر موسيقي فرق دارد. در موسيقي سنتي يا کلاسيک آهنگساز قطعه را مي سازد و بعد با نوازنده مورد نظرش تماس مي گيرد که براي اجراي قطعه به استوديو بيايد اما در يک پروژه راک به دو تا سه ماه تمرين گروهي نياز است. نوازنده ها بايد به درک مشترکي از هم برسند. در پنهان من از sample درام استفاده کردم ولي در « سکوت راوي» نيما نواپور ( نوازنده درام ) و آرش مقدم (نوازنده بيس) چندين ماه روي قطعات اين آلبوم کار کردند. همچنين بعضي ها اعتقاد داشتند اشعار کلاسيک آلبوم پنهان باب ميل جوان ها نيست. در اين آلبوم سراغ ترانه هايي رفتم که لحن ساده تري داشته باشد. سراغ ترانه هاي امروزي مثل « ساعت» و « تنهايي و... اظهار نظرها و انتقادها را شنيدم اما چشم بسته عمل نکردم. آنهايي را که با منطق و اصول من جور بود پذيرفتم.

-در آلبوم «سکوت راوي» به قواعد «هاردراک» خيلي وفادار مانده ايد. در سال هاي اخير بيشتر بندهاي راک در ايران به نوعي به سمت موسيقي تلفيقي رفتند. يعني سعي کردند چيزي که طعم و رنگ ايراني به کار اضافه کند در موسيقي شان داشته باشند. امتياز کار شما اين است که خيلي صريح مي شود با نمونه هاي خارجي مقايسه اش کرد و ديد چه نواقصي دارد اما از طرفي اين پرسش پيش مي آيد که اگر شکل متعارف موسيقي هاردراک مدنظر شماست که در اروپا و امريکا بهترين نوعش وجود دارد.

نکته جالبي مي گوييد. اتفاقاً چند روز پيش در جواب يکي از دوستان که پرسيده بود اين آلبوم در سطح جهاني چه جايگاهي دارد گفتم هيچ. آنها به پشتوانه يک تجربه 40 ، 50 ساله کار مي کنند ولي نسل اول حرفه يي موسيقي راک در ايران پنج سال هم سابقه کار ندارند. منظورم البته انتشار آلبوم است. شايد اين آلبوم فقط از اين نظر که کلام فارسي دارد براي يک مخاطب خارجي جالب باشد. ما کار خودمان را مي کنيم. اما مقايسه شايد منطقي نباشد. مثل اينکه يک فرانسوي بخواهد آواز ايراني بخواند يا يک ساز سنتي بنوازد. معلوم است که هيچ وقت جاي استاد ذوالفنون يا استاد پايور را نمي گيرد. حتي براي اين که طعم و رنگ غربي به موسيقي ما بدهد هم قطعاً پنج سال و 10 سال کافي نيست. اما همان طور که مي گوييد من به سمت برجسته کردن يک عنصر هويتي نرفته ام. فعلاً هدفم اين است که با امکانات اينجا آلبومي ارائه بدهيم که نزديک باشد به استاندارد دنيا. من دنبال آن امتيازي که مي گوييد نيستم و مي خواهم امتيازهاي ديگر را کسب کنم. اما شايد در آلبوم سوم به سمت تجربه هاي تازه يي بروم.

-سوال من اين است که فکر مي کنيد آن گرايش تلفيقي يک جور باج دادن به مخاطب است؟

در روزگار ما به راحتي با sample ها مي شود صداي هر سازي را وارد موسيقي کرد چه ساز ايراني باشد چه ساز جامائيکايي که اسمش هم به گوشمان نخورده. پس اين کار شاقي نيست که وسط يک قطعه راک صداي کمانچه بشنويم. اگر پيتر گابريل سراغ موسيقي تلفيقي نمي رود مطمئن باشيد که نتيجه يک پژوهش دقيق و شناخت است.

-با وجودي که فرشيد اعرابي را دست کم قبل از آلبوم ها به عنوان يک گيتاريست مي شناختيم اما در سکوت راوي اصلاً از سولو گيتار خبري نيست. خيلي مختصر تکنوازي کرده ايد، چرا؟

تمرکزم روي چيز ديگري است. شايد در آلبوم اول مي خواستم توانايي هايم را ثابت کنم ولي «سکوت راوي» آلبوم نوازندگي نيست. يک مجموعه است. نمايشگاه توانايي من نوازنده نيست بلکه بيشتر به آهنگسازي و کار گروهي مربوط است. خيلي ها مي گويند چرا صداي خواننده اينقدر پايين تر از موسيقي است. من مي گويم اين آلبوم محصول خواننده سالاري يا سالاري هيچ جز ديگري نيست. در ايران متداول شده که وقتي خواننده مي خواند يک باند صداي او مي شود و باند ديگر که موسيقي است پايين مي رود. من نمي خواهم تن به اين قاعده ايراني بدهم. دوست دارم موسيقي توي چشم باشد. ما به صدابرداري و مراحل فني موسيقي راک عادت نداريم؛ به تمپوهاي بالا و کوبش مداوم درام و پيوستگي نت هاي دولاچنگ. صدابرداري يک قطعه راک خيلي دشوار و تخصصي است. ما در ايران از اين نظر بي تجربه ايم. در غرب صدابرداري مثل اندي والاس هست که از تريلر مايکل جکسون تا آلبوم هاي سيستم اف داون را صدابرداري و ميکس کرده است.

-من موافقم که يک هنرمند به هرحال در توليد و خلق اثر هنري بايد اصولش را حفظ کند و در مقابل مخاطب وا ندهد اما در مقابل شما چه کار کرده ايد که اثرتان به گوش مخاطب ايراني که موسيقي هارد راک را چندان نمي شناسد خوش بيايد؟

در جواب اين سوال بايد بگويم فراموش نکنيد ما در شرايط ويژه يي موسيقي کار مي کنيم که شايد يک هنرمند غربي باورش هم نشود. فکر مي کنم اولين وظيفه من به عنوان کسي که مي خواهد در اين چارچوب کار موسيقي کرده و آلبوم منتشر کند اين است که نشان بدهم موسيقي راک برخلاف آنچه بعضي ها فکر مي کنند يک پديده خطرناک، غير قابل کنترل و پردردسر نيست. ربطي به شيطان پرستي يا هيچ آيين جعلي ديگر ندارد. من مي خواستم نشان بدهم شعر کلاسيک فارسي که گنجينه فرهنگي همه ما ايرانيان است را هم مي شود در موسيقي به دور از پرخاشگري و شلنگ تخته انداختن به کار برد. اين موسيقي هم مي تواند يک محصول جامع و سنگين باشد. اين مجموعه در واقع دو جور مخاطب دارد؛ کساني که کار را کلي گوش مي کنند و کساني که جزيي گوش مي کنند. کسي که از ديدگاه فرهنگي گوش مي دهد برايش مهم است که من به عنوان يک آهنگساز ايراني چقدر توانايي دارم. از طرفي تبديل ستاره پنج پر به عنوان سمبل اين موسيقي به ستاره هشت پر نشان مي دهد من در هيچ جزيي از اين کار، چه تصوير روي جلد و چه هرچيز ديگر دنبال تقليد کورکورانه نبوده ام. من فارسي مي خوانم يا درست تر بگويم ايراني. اما نه اينکه آن تحريرهاي متعارف ايراني را وارد کار کنم. اما همان طور که گفتم اين برايم مهم است که آن تصويري را که ممکن است از ديدن چند فيلم و چند ويدئوموزيک براي خانواده ها پيش بيايد تصحيح کنم. ممکن است در اين نوع موسيقي کساني هم باشند که دنبال شکل و شمايل عجيب و غريب باشند، گريم سنگين داشته باشند و چه اما من آن را تاييد نمي کنم يا حداقل شيوه کار من نيست. مثلاً من مرلي منسون را تاييد نمي کنم. مي خواهم بگويم موسيقي راک در ايران يک جور بدبيني بيخودي درست مي کند. در حالي که انحراف همه جا هست.

-در اين آلبوم ترانه سراي يکي از قطعات هم هستيد. شايد يک راه حل براي کلام در موسيقي راک ايراني همين باشد که ترانه ها به زبان روزمره و ساده و آماتوري نزديک شود.

من نظرم برخلاف شماست چون من واقعاً شاعر نيستم. اين ترانه را هم سال 79 گفته ام. در واقع يک تجربه بود.

-قرار نيست ترانه هميشه پرطمطراق باشد. مهم تر اين است که با ملودي و فضاي کار همخواني داشته باشد.

با اين حال بهتر است يک آدم حرفه يي اين کار را انجام دهد. در اروپا و امريکا همين طور است که شما مي گوييد؛ خود آهنگساز و نوازنده ترانه را هم مي سرايد اما فکر مي کنم از لحاظ فني شناخت خاصيت هاي زبان فارسي براي يک آدم غيرمتخصص ناممکن باشد. من اگر گاهي هم مضموني به ذهنم برسد نمي توانم با کلمات بازي کنم.

-حالا خارج از اين بحث فکر نمي کنيد تکرار فضاي موسيقي پاپ دهه 50 در راک اشتباه است. يک جور حالت تکراري بي خاصيت.

موسيقي راک در ايران سابقه کمي دارد. اين کم تجربگي در همه بخش هايش نمود دارد، چه آهنگسازي، چه نوازندگي و چه کلام. شايد اگر سالي چند آلبوم راک منتشر مي شد ترانه سراها و شاعرهاي خودش را هم پيدا مي کرد. يک خاصيت بسيار مهم موسيقي راک انرژيک بودنش است. اما شايد در کارهاي راک ايراني تا به حال ما به اين سمت نرفته ايم يا راهش پيدا نشده که کلام مناسب موسيقي انرژيک چيست. من در اين دو آلبوم مي خواستم از سطح فاصله بگيرم و از کلام عميق تري استفاده کنم. پس از سال هاي دهه 50 همين بي تجربگي باعث شد اين اشتباه بارها تکرار شود.

-پيداست که خواسته ايد يک عنصر مشترک همه آهنگ هاي آلبوم را به هم پيوند بدهد. اما ترتيب آهنگ ها در آلبوم براساس عرف آلبوم هاي هارد راک است ؟

متداول اين است که در يک آلبوم دو قطعه آرام هست. اين خاصيت را هم دارد که به شنونده فرصتي مي دهد براي ادامه آلبوم. اما ترتيب آهنگ ها سليقه يي است. من دوست داشتم «ساعت خسته» دومين آهنگ باشد که مخاطب مي شنود. در حالي که خيلي ها پيشنهاد مي کردند عقب تر بگذارمش. اما مي خواستم معلوم باشد که چه راهي را در پيش داريم.

-اگر بخواهيم جواب کليشه يي از 15 ساله تا 90 ساله را کنار بگذاريم «مخاطب هدف» اين آلبوم کيست؟

من فکر مي کنم بچه هاي حرفه يي که موسيقي راک را دنبال مي کنند مخاطب اصلي اين آلبوم هستند.

-يک مشکل جدي و تاثيرگذار موسيقي راک و پاپ در ايران محروميت از تصوير است. ما هنوز چهره و رفتار خواننده ها را نمي بينيم. در حالي که در موسيقي راک ايماژ هنرمند اصولاً بخشي از کار اوست. شبکه هاي ماهواره يي دست کم جاي عرضه موسيقي راک نيست چون در هياهوي شش و هشت ها گم مي شود. تلويزيون هم بعيد است که به اين زودي ها روي خوش به راک نشان دهد. به راه حلي فکر کرده ايد؟

نه، راه حلي نيست. در حالي که ما در دنياي تصاوير زندگي مي کنيم. موسيقي همراه با تصوير در جهان جايگاه خاصي دارد؛ به خصوص راک يا هارد راک و متال. اما اين مشکلي است که همه ما با آن روبه روييم. تلويزيون که همکاري نمي کند. به نظر من شبکه هاي ايراني آن ور آب هم جايي براي موسيقي جدي ندارند. جاي موسيقي جدي آنجا نيست. شايد شبکه جديدي راه بيفتد يا اينکه کمي نگاه مسوولان واقع گرا شود. در همين آلبوم«سکوت راوي» آهنگ «تنديس ايثار» را دارم که مستقيماً درباره جنگ است. به نظر شما يک جوان ايراني نمي تواند اين موسيقي را که ستايش از ايثار سربازان ايراني است با تصاوير مستندي از جنگ در تلويزيون خودمان ببيند. آيا اين برايش تاثيرگذار تر از آن شيوه هاي تکراري و کليشه يي هميشگي نيست.

-شما موسيقي تئاتر هم کار کرده ايد. در «تهرن» ساخته محمود استاد محمد هم مثل اين آلبوم ارکستر زهي و کر نقش خيلي مهمي داشت.

فکر مي کنم از اواخر دهه 80 Doom Metal در موسيقي غرب پا مي گيرد و به خاطر فضاهاي خاص قرون وسطايي و کليسايي اين موسيقي کرال وارد اين نوع موسيقي مي شود. اما متاسفانه ما امکان اينکه از يک ارکستر 50 نفره زهي يا کر واقعي استفاده کنيم را نداشتيم. اما من در تنظيم اين رنگ بندي را خيلي مي پسندم. البته در موسيقي تئاتر تهرن از آواي محلي استفاده کردم.

-در يک دهه گذشته اقبال به موسيقي راک در ايران رشد حيرت آوري داشته. من آماري دقيق ندارم ولي فکر مي کنم به هرحال از اين نظر ويژه باشيم چون جوان ها در ايران به ويژه به راک دهه هاي 70 و 80 خيلي علاقه دارند که به نوعي دوران طلايي اين موسيقي هم هست. اما از طرفي همين اقبال شگفت انگيز وقتي به مشغوليت حرفه يي بدل مي شود کمي سوال برانگيز است. شما که از سال 68 شروع کرديد هنوز هم با دشواري هاي بعضاً لاينحل توليد و عرضه و انتشار روبه رو هستيد. منظورم اين است که چرخه اقتصادي موسيقي راک در ايران ناقص است. اين همه بند هاي زيرزميني به نظرتان چه عاقبتي خواهند داشت؟

به چند نکته مي شود پرداخت. درست مي گوييد. توجه جوان ها به موسيقي راک خيلي بيشتر از قبل شده و اين را هم مثل فست فود نمي شود از اين نسل گرفت. راک نمود بخشي از هيجان و انرژي آنها است. به هرحال موسيقي کار کردن مثبت است. هيچ اشکالي هم ندارد. اما توهم و کورکورانه کار کردن دردسرساز است. آنها بايد بدانند اگر بخواهند در ايران کار کنند بايد منطقي و شسته رفته باشند. آن طرف هم خيلي خبري نيست و اين موسيقي دوره صعودش تمام شده و اگر نگويم نزول دست کم در حال درجا زدن است. ديگر هيجانات دهه هاي 70 و 80 تکرار نمي شود. اينکه ما با دو دهه اخير موسيقي آن دهه را هضم کرده ايم باعث نمي شود فکر کنيم دنيا همان جا متوقف مانده. خيلي خوب است که دو سه نفري در هر گوشه يي ساز دست شان بگيرند و تمرين کنند. اين هم يک جور انرژي خالي کردن سالم و مثبت است. مي دانيد ما ظاهراً هيچ راهي براي خالي کردن انرژي مان نداريم مگر مسابقه پرسپوليس و استقلال، که اتفاقاً نشان مي دهد ورزش که اينقدر در نگاه رسمي پذيرفتني است چقدر مي تواند خطرناک و دردسرساز باشد. در کدام کنسرت راک اتفاق غيرمتعارفي افتاد؟ شيشه اتوبوسي شکست؟ ادا و اصول غيرمتعارفي از کسي ديديم؟ يا کدام ما پولش را دارد گيتارش را روي سن خرد کند. همه با هزار بدبختي توانسته اند يک ساز حرفه يي تهيه کنند. به نظر من جوان ها از همه بي تقصيرترند. اما کسي به فکر سرو سامان دادن اين پتانسيل نيست. ما خواستيم انجمن راک را راه بيندازيم. با آقاي کيوان کيارس، فرشاد رمضاني، نيما نواپور چندين جلسه با استاد روشن روان داشتيم که انجمن راک هم زيرشاخه يي از خانه موسيقي باشد که اين همه استعداد و ميل به کار بين جوان ها به هرحال به سازماني مربوط شود و هدر نرود. اما سياست ها يکباره عوض شد و همه چيز تحت الشعاع قرار گرفت. شايد اين انجمن يا چيزي شبيه اين باعث شود برخي تجربه ها منتقل شود و هر کسي که وارد اين عرصه مي شود مجبور نباشد دوباره از صفر شروع کند. اين موسيقي مي تواند يک برنامه کارآفريني باشد. همه نمي خواهند آلبوم منتشر کنند يا کنسرت بگذارند، يکي مي خواهد درس بدهد، يکي مي خواهد در رستوران بزند يا هر جور ديگري که موسيقي مي تواند مولد اقتصادي باشد.

-اگر بخواهيم خودمان را از مقايسه هميشگي با بهترين ها خلاص کنيم شما مثلاً از وضعيت راک در ترکيه خبر داريد؟ منظورم اين است که به هرحال بهتر است خودمان را با کشورهاي همسايه بسنجيم.

مطمئنم به جز مساله امکانات ما از آنها بهتريم. درست است که در ترکيه خيلي به موسيقي بها مي دهند. ارکسترهاي خوبي دارند، آکادمي و دانشگاه هاي معتبر و نوازنده حرفه يي هم آنجا کم نيست. از طرفي ارتباطات بين المللي عالي هم دارند. اما فکر نمي کنم موسيقي راک در بازار موسيقي شان جايگاه خاصي داشته باشد. ضبط و عرضه شان عالي است اما بچه هايي که در ايران کار مي کنند واقعاً توانايي هاي خوبي دارند. مشکل ما در مقايسه با آنها اين است که صنعتي به اسم موسيقي نداريم. با دو سه کنسرت سالانه سنتي نمي شود 70 ميليون مخاطب موسيقي را راضي کرد. اين ديگر جواب نمي دهد. همه متوجه شده اند به جز آنهايي که مي توانند تصميم هاي اساسي بگيرند. همه جاي دنيا صنعت فيلم و موسيقي رونق دارد. ما خودمان را از آن محروم کرده ايم. يک صنعت موسيقي فعال و پويا مي تواند تعداد بسيار زيادي از تخصص هاي مختلف را به کار بگيرد. آهنگساز، ترانه ساز، خواننده، نوازنده، مسوول ضبط، کارگردان، گريمور و همه تخصص هاي مربوط هنري تا مدير بازرگاني و گرافيست و... ما خودمان را از يک نفع واقعي محروم کرده ايم. نمي دانيم چرا.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:38  توسط حمیدرضا | 
اول سلام به همه ي دوستان خوبم كه همه جوره هواي مارو دارن

وبعد اين كه باز هم معذرت بخاطر غيبت طولاني مدت واقعا شرمنده ولي واقعا گير بودم

امروز مي خوام كتب و متدها و مجلات گيتار الكتريك رو براي دانلود در اختيار دوستان قراربدم

تعدادش خيلي زياده و مال سايت www.ebookee.com هستش براي ديدن لينك ها به ادا مه ي مطلب بريد

من حدودا 160 كتاب رو قرار دادم ولي بهتره خودتون يه سر به سايت بزنيد فوق العاده است همه چي توش داره

نظر يادتون نره

يا حق




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:33  توسط حمیدرضا | 
با سلام به همه ی دوستان

از امروز میخوام یکم نحوه ی نوشتن مطالب وبلاگ رو تغییر بدم

یعنی یکم اموزشی ترش بکنم

از همه ی دوستان و استادان خودم هم در صورت تمایل دعوت به همکاری میکنم

راستی البوم سکوت راوی رو هم که ایشا الله همتون گوش دادین می خوام راجع به البوم به صورت اختصاصی صحبت های استاد اعرابی رو بعدا بنویسم اگه سوالي هم داريد مطرح كنيد تا با ايشون بازگو كنم

الان متن رو تا ته خوندید میگید چه ربطی به عنوانش داره

این جمله ی استاد که برام خوند ومنظورش اینه که هر جا که باشم (تو ایران که مخالف سر سخت سبک متال) عقاید خودم را خواهم داشت و کار خودم را میکنم با همه ی سختیاش میجنگم

باشد که نظر همه ی شما دوستان هم این گونه باشد و اون چیزی رو که دلتون تایید میکنه و بهش ایمان دارید انجام بدید و سختیاش رو به جون بخرید

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 13:18  توسط حمیدرضا | 
سلام به همه ی دوستان

بالاخره سکوت راوی پس از سه سال انتظار قراره یکشنبه وارد بازار بشه این البوم قرار بود اواخر مرداد وارد بازار بشه که همینطوری با هزار تا بهونه عقب افتاد

طبق گفته ی دوست خوبم اقا رضا البوم قرار بود شنبه وارد بازار بشه اما به شهادت امام ششم به تعویق افتاد

این مطلب به نقل از استاد خطاب به منه که گفت:((البوم صددرصد روز یکشنبه میاد وگفت البته پخش البوم در استان ها شروع شده ومحل پخشش هم در شهر کتاب واقع در شهر زیبا است))

ولی خداییش میبینید واسه یه البوم هوی متال چقدر بامبول در اوردند مملکت گل و بلبل دیگه

که فرشید اعرابی برای البومش باید این همه دنبال شعر و مجوز و ناشر و تهیه کننده بدو که بتونه یه البوم بده بیرون

اونوقت اقای چاوشی به راحتی با حداکثر ۱ ماه صرف وقت البومش درمیاد اخرش هم اسم اون میره جلو و استاد که چندین ماه تو نوبت باید بعد از چاوشی البومش بیاد بیرون؟

ولی اشکال نداره به هر حال این البوم میاد بیرون تا ثابت بشه پرچم هوی متال بالاست بیایم با هم دیگه این قله رو فتح کنیم که دیگه مستند های ابلهانه ای مثل شوک ساخته نشه وتوی خیابون یه متال باز رو شیطان پرست نخونند به خدا که متال بازها معتقدترین ادم ها هستند چون خدای واقعی رو باور دارند

دیگه خیلی حرف زدم 

امیدواریم سکوت راوی هم مثل پنهان فروش کنه تا فرشید اعرابی وامثالش بتونن به کارشون ادامه بدن

به امید ان روز

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 11:55  توسط حمیدرضا | 
سلام به همه ی دوستان

امروز میخوام این پست رو به استاد خوب و متد خوب اختصاص بدم

راستی واقعا به نظر شما استاد خوب کیه؟متد خوب چیه؟و و و

این صحبتم بیشتر با دوستانیه که مبتدین و می خوا تازه بیان جلو به نظر شما استاد خوب یعنی این که طی چند جلسه ی ابتدایی یه قطعه ی کامل رو یاد بده

مثلا یکی از دوستانم بود که داشت برام تعریف می کرد که استادش بعد از ۴ ماه NOTHING ELSE MATTER رو بهش ياد داده بود و خيلي هم حال ميكرد كه داره غلط غلوط يه چيزايي ميزنه

يه چيزي بگم تمام راهي كه قراره شما براي تبديل شدن به يه نوازنده ي خوب طي كنيد مقدار بسياريش به استادتون بستگي داره چون اگه استايل شما رو نتونه درست كنه و همش به كار هاي بي مورد رو بياره درسته كه ممكنه شما از اين نحوه ي تدريس لذت ببريد ولي بدونيد كه سخت در اشتباهيد ويا اينكه برعكس استاد شما با سختگيري هاي بي جا و خشك نگه داشتن كلاس شما رو از يادگيري زده كنه وديگه گيتارو ببوسيد بزاريد كنار؟؟؟؟؟؟؟

از نظر من تعداد استاد هاي خوب در ايران بسيار كمه چرا؟؟؟

چون هركس طبق متد خود پيش ميره و كاري به كسي نداره در ضمن اين رو هم بدونيد كه يك نوازنده ي خوب هميشه يك استاد خوب نيست وبر عكس يك استاد خوب هميشه يك نوازنده ي خيلي خوب نيست

من خودم كه سبك هوي متال كار ميكنم 6 ماه اول اموزشم رو از گيتار كلاسيك شروع كردم چون معتقد بودم سبك كلاسيك از متال سخت تره واينكه استايل يك نوازنده رو بهتر شكل ميده به طور مثال MALLMESTIN خودش اول كلاسيك كار ميكرده كه حالا يكي از غولاي الكتريكه حالا من به شما نميگم بريد كلاسيك كار كنيد بعد بياييد الكتريك

ميگم حداقل 6 ماه اول رو زير نظر يك استاد عالي وبه طورذ كاملا اصولي كار كنيد تا استايل پيكينگ و فينگرينگ شما رو بسازه

من تو سبك خود فقط متد TROY STETINA رو قبول دارم چون متدش به نظر من هيچ نقصي نداره واكثر استادان بزرگ از جمله فرشيد اعرابي ارمن نوريك و خيلي هاي ديگه با اين متد نوازنده شدن

از اين كه اين مطلب رو تا اخر خونديد متشكرم چون اينا حرفهايي بود كه بايد ميگفتم

پس سعي كنيد پيش استادي بريد(در هر سبكي) كه طبق اصول بره چون زندگي موسيقيايي شما به استادتون بستگي داره كه ميتونه شما رو به يه نوازنده ي چيره تبديل كنه يا برعكس شما رو از سازتون خسته دل كنده كنه

يا حق

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 18:26  توسط حمیدرضا | 
سلام خدمت همه ی دوستان خودم

اول اینکه شرمندم چون یه مدت نبودم وتشکر میکنم از همه ی دوستانی که با نظراتشون من رو یاری کردن

اما برسیم به بحث اصلی اگه یادتون باشه در دو پست قبلی تاریخ انتشار البوم جدید فرشید اعرابی رو اخر شهریور ذکر کردم اما به دلایل مختلفی که میگم عقب افتاد

اول یه خبر خوب بدم شنبه دموهای سکوت راوی در سایت www.farshidarabi.com قرار ميگيره وشما مي تونيد اونا رو دانلود كنيد ولذت ببريد

ودوم اينكه البوم سكوت راوي سه شنبه يا چهارشنبه به بازار مياد اما مي پرسيد دليل اين همه تاخير چيه؟

البوم استاد قرار بود بعد از ماه رمضان بياد اما به دليل مجوز گرفتن هم زمان البوم جديد محسن چاوشي واين كه تهيه كننده ي دو البوم يك موسسه بوده به عقب افتاد

اينم يادم رفت عكس روي سي دي البوم سكوت راوي هم كه گفته بودم خيلي با حاله در سايت استاد قرار مي گيره

ويه خبر ديگه اينكه البوم سوم استاد نيز مراحل پاياني خودش رو طي ميكنه وبه زودي به بازار مياد

اميدوارم همه ي دوستاران استاد اعرابي جواب سوالاتشون رو گرفته باشن و اگر سوال ديگري هم دارن در نظرات بيان كنند تا جوابشون رو بدم

يا حق

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 10:9  توسط حمیدرضا | 
سلام به همه ی دوستان

این پست در جواب یکی از دوستان به نام  • ●(¯`تورک اوغلو´¯)● • · وسایر دوستانی که می خوان گیتار الکتریک تهیه کنند ولی اطلا عات کافی ندارند

اول از همه یه توضیح در مورد گیتار الکتریک و وسایلش بهتون بدم

اولین گیتار توسط اقای فندر اختراع شد ودر حال حاضر نیز بهترین گیتار ها گیتار های fender هستند كه قيمت ها ي بالا يي دارند

وبه جز گيتار شما به امپيلي فاير نيازمنديد كه اگه سبك متال يا راك رو ترجيح ميدن بهتره از امپيلي استفاده كنند كه روش افكت هاي مختلف وبويژه افكت distrotion كه صدايي خشن داره

و اما برسيم به بحثمون اگه شما تازه كاريد و يا اينكه اطلا عاتي در اين باره نداريد مي تونيد از اين اطلاعاتي كه مي گم استفاده كنيد

اقاي  • ●(¯`تورک اوغلو´¯)● • ·

متناسب با بودجه ي شما ميشه سيستم خوبي جمع كرد

براي گيتار مبلغ 250 تا 400 هزار تومان را كنار بگذاريد و براي امپيلي هم مبلغ 150 تا 200 هزار تومان

براي خريد گيتار مناسب مارك هاي ibanez- ltd- starson- aria- zeen 

رو در نظر بگيريد كه تو همه ي اين ها به نظر من ibanez از نوع كره ايش

از همه بهتره وبراي امپلي هم خود فروشنده كمكتون ميكنه ولي چندتا از اون ها به نام هاي marshal-aria-echochang-

به طور مثال اين گيتار fender e وفوقالعادس به لوگوي فندر توجه كنيد

  يه اين شكل گيتار ها طرح فندري مي گن ولي خود فندر يه چيز ديگس مثل گيتار ادرين اسميت در گروه ايرون ميدن كه گيتارش رو دزديدن

و يكي ديگر از بهترين گيتر ها كه من عاشقشم jackson ساخت امريكا

اين گيتار هم فوق العادس

واين هم ibanez

در ضمن بگم گيتار استاد اعرابي هم ibanez e

گيتار من هم مارك fernandez به صورت طرح فندري و ساخت ژاپن كه فوق العادس و من كه خيلي با هاش حال ميكنم

اميدوارم اين مطلب جوابگوي سوالات دو ستان بوده باشه ميتونيد سوالات خودتون رو در نظرات بپرسيد حتما پاسخ ميدم

ساير دوستان وارد هم ميتونند در نظرات اين مطلب رو كاملتر كنند

يا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 15:21  توسط حمیدرضا | 
سلام

امروز می خوام یه خبر داغ به طرفدارای فرشید اعرابی بدم

این مطلب برای اولین بار توسط www.guitarelectric.blogfa.com منتشر ميشه

البوم دوم فرشيد اعرابي به نام سكوت راوي كه خيلي حرف واسه گفتن داره پس از 14 ماه انتظار مجوز پخش گرفت و احتمالا تا 20 روز اينده روانه ي بازار خواهد شد و در دسترس عموم قرار خواهد گرفت

از اطلاعات ديگر هم اينكه عكس رو جلد فوق العاده است و ميكس و مستر كار باز هم با اقاي ارد انزابي پور و با همكاري ارش مقدم(گيتار باس)ونيما نوابپور(درام) انجام گرفته وساير كارها از جمله گيتار ليدو گيتار ريتم و كيبرد و وكال وساير سازهاي الكتريكي به عهده ي خود فرشيد اعرابي بوده

به زودي اطلاعات بيشتري در اين مورد به علاقه مندان سبك موسيقي هوي متال و دوستداران فرشيد اعرابي خواهم داد

يا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 22:59  توسط حمیدرضا | 
سلام به همه ی دوستان گیتاریست

امروز میخوام مرسوم ترین متد های گیتار الکتریک رو براتون معرفی کنم که اگر طبق این کتابها و توسط یک استاد مجرب و با تمرینات منظم و مداوم پیش برید می تونید از بهترین نوازنده ها باشید

1-اگر کاملا مبتدی هستید از متد Heavy Metal Rhythm Guitar شروع کنید که 2 جلد داره....

2-.بعد از اتمام اون می تونید متد Heavy Metal Lead Guitar  رو بزنید این متد هم مثل قبلی 2 جلد داره و همزمان با Heavy Metal Lead Guitar متد Speed And Thrash Metal  رو هم بزنید این متد هم 2 جلده.... 

                                                                      

   

3-بعد از اینکه این 3 متد رو خوردید نوبت میرسه به متد Speed Mechanics For Lead Guitar  که این متد مخصوص کسانیه که می خوان سرعت خودشون رو بالا ببرن و به سطح حرفه ای برسند.  من پیشنهاد می کنم این متد رو صد در صد بزنید

تهیه و تنظیم تمامی این متدها توسط آقای Troy Stetina انجام شده)

بعد از اتمام این متدها که فکر کنم  حداقل ۲ سال سرگرمتون کنه دیگه به یک سطحی می رسید که نیازی به زدن متد ندارید ومی تونید شروع کنید به کاور کردن آهنگهای گیتاریست های بزرگ....البته این متدها باید به طور کامل و با ترجمه درست و توسط یک استاد خوب تدریس شوند تا نهایت بهره مندی از اونها انجام بشه...

و اگر کسی تهیه ی کتاب براش مقدورنیست می با کمی جستجو در اینترنت لینک دانلودش رو پیدا کنه وبه زودی خودم این لینک رو برای دانلود در سایت قرار میدم البته حجمش زیاده وبرای دانلود نیاز به اینترنت پر سرعت داره که تو کافی نت ها پیدا می شه

نظر یادتون نره

فعلا

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 17:20  توسط حمیدرضا | 
سلام

من می بخشید یه مدت اپ نکردم

این پست مرتبط با استاد فرشید اعرابی که استاد من هم هست که از نظر من malmestin ايرانه و قصد دارم در اينده اولين البوم هوي متال ايران رو يعني پنهان كاري از استاد اعرابي رو روي نت قرار بدم تا همه بفهمن دنيا دست كيه وبه زودي هم البوم دوم استاد منتشر ميشه در رابطه با مهارتش هم بگم كه بايد از نزديك ببينيد تا باورتون بشه چون در البوم پنهان استاد زياد قدرت نوازندگيش رو به رخ نكشيده خلاصه كه ارررررررررره

 

شايد به زودي يه كليپ از ايشون رو هم قرار دادم كه بسته نظرات شماست

و قصد دارم بعد از البوم دوم استاد رو براي دادن كنسرت راضي كنم

پس نظر يادتون نره

يا حق

 

 

 

 

طرح روي جلد : محسن عزيزي

 

آهنگسازي و تنظيم : فرشيد اعرابي

گيتار الكتريك ، گيتار باس : فرشيد اعرابي

برنامه ريزي درامز : فرشيد اعرابي

ساز هاي الكترونيك : فرشيد اعرابي

 

ضبط : مهرزاد مهربان پور ، نيما وارسته

مسترينگ : ارد انزابي پور

آلبوم پنهان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 22:30  توسط حمیدرضا | 
سلام دوستان

امروز یک بیوگرافی از گروه مورد علاقم یعنی Iced Earth اماده کردم که پیشنهاد میکنم تا ته این مقاله رو بخونید

یک گروهه Power Metal و Heavy Metal که در سال ۱۹۸۴ در Florida شکل گرفت. گروهی که بارها و بارها تغییر ارنج داد. اما به آرامی کار رو ادامه داد تا جایی که برای همیشه یکی از بزرگترین گروههای Classic متال تا الان بوده.

یک گروهه Power Metal و Heavy Metal که در سال ۱۹۸۴ در Florida شکل گرفت. گروهی که بارها و بارها تغییر ارنج داد. اما به آرامی کار رو ادامه داد تا جایی که برای همیشه یکی از بزرگترین گروههای Classic متال تا الان بوده.
گروه توسط و با نوازندگی گیتار Jon Schaffer بنا نهاده شد.
۵ سال متمادی به کارشون ادامه دادن ، با تاثیر پذیری از گروههای بزرگی مثل Iron Maiden . در سال ۱۹۹۸ اولین Demo رو با نام Enter the Realm عرضه کردند. وقتی هنوز یک گروه زیر زمینی بودند.
این Demo مورد علاقه بسیاری واقع شد تا اینکه گروه در سال
۱۹۹۰ با ارنج: Schaffer و Randall Sawver گیتاریست ، Gene Adams خواننده ، Dave Abell بیسیست و Mark McGill درامر کار بی نامی رو منتشر کرد. آلبوم نه چندان قابل قبول که به صورت یک کار Traditional Heavy عرضه شد.
کارهایی در این اثر وجود داشت که بعدها در آلبومهای جدیدشون و با بازنوازی دوباره آورده شد.
تغییر ارنج دوباره و آلبوم بعدی در سال
۱۹۹۱ با نام Night of the Stormrider . آلبومی که به عقیده ای نا امید کننده بود. با توجه به Alternative Rock که مورد توجه قرار گرفته بود این آلبوم عرضه شد. استفاده از Guitar Acoustic و یک جو اتمسفری با کیبرد در آهنگهایی مثل Angel&#۰۳۹;s Holocaust ، Before the Vision . در مجموع کار رو بد نمیدونن.
اما این رو بدشانسی گروه برای زمان ارایه آلبوم میدونن. استفاده از خواننده جدید و با نفسی قوی در گروه که به نسبت کار خوبی رو ارایه داد از نقاط قوی گروهه.
با وجود ایرادهایی که از Iced Earth گرفته شده بود با دو آلبوم اول ، گروه کارش رو ادامه داد تا در سال
۱۹۹۵ آلبوم بعدی خودشون با نام Burnt Offerings عرضه کردند. کاری با ارنج جدید گروه و به نسبت خوب! بیسیست و خواننده گروه تغییر کرده بود. کاری که مانند کارهای دیگر گروههای Classic متال مثل Iron Maiden از یک خوانندگی حماسی بهره میبرد.
آلبومی با نهایت ظرافت در انتخاب نام Track ها ، نوازندگی قوی Drum ، گیتارهای خشن با یک همبندی زیبا با صدای لطیف Piano . Track اخر گروه با نام Dante&#
۰۳۹;s Inferno که ۱۶ دقیقه طول داره رو بهترین کار این آلبوم میدونن. آهنگی با یک پیچیدگی بسیار بالا در نوازندگی.
۱۹۹۶ و Dark Saga ، به عقیده عدهای بزرگترین کار گروه. کاری که باز با ارنج جدید ارایه شد، بیسیت و درامر عوض شده بودند. اشعاری قوی و کاور بسیار قوی کار شده! از این البوم ۲ Track شروع آلبوم رو قوی میدونن. Dark Saga و I dead for you.
دو Track نسبتا آرام و Heavy قبل از Trackی با نام Violate که خشمگین و سرعتی کار شده. Track ی بعدی Hunter نام داره و بعد از
۲ Track آغازی نسبت به باقی بهتر نامبرده شده. نوازندگی گیتار Randall Sawver در این آلبوم بسیار قابل توجه است. خصوصا نوازندگی قوی وی رو تو Trackی با نام Depths Of Hell به شهود میشه دید. Solo هایی که در این آلبوم زده شده واقعا عالی کار شده.
ارنج گروه بعد از Dark Saga بسیار مورد توجه قرار گرفت تا جایی که در سال
۱۹۹۷ آلبوم بعدی رو با نام Days of Purgatory عرضه کردند. کارشناسان بر این عقیده هستند که این آلبوم از Dark Saga هم قویتر کار شده. تا جایی که این آلبوم رو بهترین معرف برای Iced Earth میدونن.
Lyric هایی قوی ، نوازندگی ملودیک گیتار ، گروهنوازی قوی و درامی سریع! به جز معدود Track هایی از این آلبوم، اکثرا ساخته شده توسط خود Schaffer هستند. Colors ، Nightmares ، When the Night falls و Desert Rain رو دارای گیتاری اتمسفریک میدونن.
آهنگ Angel’s Holocaust رو با یک تمه Gothic میدونن. The Funeral یک کار Instrumental قوی و در عین حال زیبا و Travel In Stygian قوی ترین Track این آلبوم!
کارهای گروه با آلبومهایی مثل Horror Show و Tribute to the Gods ادامه پیدا کرد که همین ها هم از بهترین کارهای گروه هستند.


Iced Earth رو به جرات میشه جزو دلنشین ترین و قوی ترین گروههای متال دونست. کارها عموما آروم ، اما منحصر به فردند. یک جو Heavy در کل کارهاشون موج میزنه. بعضاکارهاشون به Pantera نزدیکه . از Acoustic گیتار در عین ظرافت استفاده شده ، عموما با Intro های زیبایی از گیتار شروع میشه که این رو از نقاط قوت گروه میدونن.
ارنجش بیش از هر گروهی تغییر کرده ، اما در دو آلبوم Dark Saga و Days of Purgatory که بهترین کارهای گروه هم هستند بهتر به حساب میاد. حساسیت زیادی به نام Track ها داشتند ، Cover ها هم قوی کار شده خصوصا در Dark Saga . و اینها در مجموع چیزی ساخته با نام ICED EARTH که میشه با اینا به قدرتشون پی برد:
▪ Dark Saga
▪ Desert Rain
▪ I Dead For You
▪ Colors
Travel in Stygian

وازجمله اهنگ معروفه QUESTION OF HEAVEN که نت این اهنگ در وبلاگ موجود

حالا نوبت نظر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:39  توسط حمیدرضا | 
سلام

امروز با یک مقاله ی جالب در باره ی اولین سازنده ی گیتار الکتریک یعنی لئو فندر اومدم این مطلب رو تا ته بخونید چون جالبه

کلارنس لئونیداس فندر (Clarence Leonidas Fender) در سال 1909 در کالیفرنیای آمریکا بدنیا آمد. او از کودکی به مسائل برقی و مهندسی علاقه بسیاری داشت و دائم در حال ساخت و تعمیر رادیو و دیگر وسایل الکتریکی بود.

Clarence Leonidas Fender , 1909 - 1991
Clarence Leonidas Fender , 1909 - 1991


بعد از اتمام دوره دبیرستان برای ادامه تحصیل در رشته حسابداری وارد کالج شد، پس از آن برای مدتی در یکی از شرکت های ساختمانی کالیفرنیا بعنوان حسابدار مشغول بکار شد، اما دیری نپایید که تصمیم گرفت تا وارد حرفه تعمیر وسایل برقی و الکترونیکی شود.

در سال 1938 شرکت خود را با نام "خدمات رادیویی فندر" تاسیس کرد و به عنوان یک تکنسین ماهر وسایل الکتریکی و الکترونیکی، نه تنها به تعمیر رادیو بلکه به تعمیر گرامافون، تقویت کننده های صوتی و ... نیز پرداخت؛ حمل و نقل صفحات گرامافون و اجاره سیستم های صوتی که توسط خود ساخته شده بود از دیگر فعالیت های فرعی این شرکت محسوب می شد.

پس از کسب تجارب لازم، به تدریج شروع به اعمال تغییراتی در آمپلی فایر های آلات موسیقی کرد، و خیلی زود به ساخت آمپلی فایرهایی که طراحی آنها را خود تهیه کرده بود، اقدام نمود.

اوایل سال 1940 با شرکت الکتریکی دیگری به نام کلیتون کافمن (Clayton Orr (Doc) Kauffman) شریک شد و حاصل این شراکت، راه اندازی تشکیلاتی برای طراحی، ساخت و فروش محصولات الکتریکی ، الکترونیکی و آمپلی فایرها موسیقی ، به نام "K & F" بود. آنها با کمک هوش و استعداد لئو توانستند اولین آمپلی فایرهای آلات موسیقی که داری کنترل های تن بود را بسازند.

بعد از گذشت یک سال، فندر متقاعد شد که تولید و ساخت در مقایسه با تعمیر، سودهی بیشتری دارد و تصمیم بر این گرفت تا شخصآ فعالیت خود را بر روی این کار متمرکز کند.

در سال 1946 از کافمن جدا شد و در همان سال لئو نام شرکت خود را به "محصولات الکترویکی فندر" تغییر داد، او همواره علاقه داشت گیتارهایی به سبک گیتارهای هاوایی بسازد که الکتریکی بوده اما بدنه تو پر داشته باشند.

 Jimmy Bryant
Capital Record 1950, Jimmy Bryant
در حال استفاده از گیتار و آمپلی فایر فندر
با وجود افکار بلند پروازانه ای که داشت، فروشگاه اولیه تا سال 1952 همچنان به کار تعمیرات ادامه داد، هر چند لئو فندر بعد از سال 1947 دیگر شخصآ مسئولیت اجرایی در شرکت نداشت و بیشتر به طراحی انواع آمپلی فایر و گیتار می پرداخت. او اولین کسی بود که گیتارهای مخصوص Jazz Bass، Jazz Master و آمپلی فایرهای Twwin Reverb را به بازار معرفی کرد.

لئو فندر در سال 1965 به دلیل وضعیت نامناسب جسمی و سلامتی و عدم توانایی در اداره کارها، شرکت خود را به پخش کلمبیا (همان CBS) فروخت. در ابتدا او تصور می کرد که CBS باعث افزیش سرمایه و پرسنل شرکتش خواهد شد و با این کار قدم مثبتی برای توسعه آن برداشته است. هر چند حدود یک دهه شرکت به دلیل افزایش سرمایه پیشرفت های قابل توجهی کرد، اما به دلیل آنکه مدیران جدید هیچ آشنایی و ایده ای از صنعت موسیقی نداشتند، در نهایت وضعیت شرکت رو به وخامت گرایید.

لئو فندر پس از فروش شرکت خود، به طراحی محصولات مختلف برای موزیسین ها پرداخت و بعد از مدتی شرکت G&L را که سازنده بهترین گیتارهای الکتریک طراحی شده توسط خود فندر بود را در خیابانی که امروزه بنام فندر نامگذاری شده است، تاسیس کرد.

در سال 1985 شرکت "محصولات الکترویکی فندر" توسط شخصی از کارکنان همان شرکت به نام ویلیام شولتز (William Schultz) از CBS خریداری شد. او نام شرکت را به "شرکت سازنده آلات موسیقی فندر" تغییر داد و با استفاده از نام فندر و بر پایه طراحهای اولیه ، تولیدات جدیدی را به بازار عرضه کرد.

در حال حاضر فندر بهترین تولیدات خود را در آمریکا و ژاپن دارد و علاوه بر آنها در چین و مکزیک نیز مجموعه هایی برای تولید دارد.

تلاشهای لئو فندر - با وجود آنکه بقول خود حتی نمی توانست یک نت موسیقی بزند ، - باعث شد تا نام "فندر" بعنوان مرجعی از طرف موسیقیدانان بزرگ عصر حاضر برای معرفی صداهای جدید از گیتار، آمپلی فایری و دیگر دستگاه های الکترونیکی موسیقی شناخته شود.

لئو فندر در سال 1991 به دلیل ابتلاء به بیماری پارکینگسون شدید از دنیا رفت.

با ما باشید

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 18:15  توسط حمیدرضا | 
 سلام

امروز با دست پر اومدم

این نرم افزار که GUITAR FX نام داره یه نرم افزار فوق العاده حرفه ای که قابلیت افکت گذاری قوی روی صدای گیتار رو داره

این نرم افزار بیشتر به درد اهنگ ساز ها وگیتاریست های حرفه ای می خوره

به این صورت که گیتار برقی تون رو به درگاه میکروفون کامپوتر وصل می کنید و این نرم افزار رو راه اندازی می کنید بعد با افکت هایی که روش می زاره حال می کنید
در ضمن نیاز به فیش تبدیل دارید تا این کار رو بکنید که در مغازه های الکتریک با قیمت خیلی کم قابل خریداریه
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 23:43  توسط حمیدرضا | 
گیتار برقی یا گیتار الکتریک نوعی گیتار که آن به وسیله تقویت کننده‌ای الکتریکی تشدید و یا تغییر می‌یابد.

ارتعاشات وارده بر سیم‌های گیتار توسط قطعه‌ای به نام پیک‌آپ به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌شود. در واقع پیک‌آپ همانند یک میکروفن عمل می‌كند، با اين تفاوت که چون یک سیستم مغناطیسی است فقط ارتعاشات سیم فولادی گیتار را دريافت کرده و آن‌ها را به صورت سیگنال صوتی در می‌آورد، سپس سیگنال‌ها از طریق یک سیم به آمپلیفایر (تقویت کننده) فرستاده می‌شوند. و در آخر صدای تقویت شده توسط یک یا چند بلندگو پخش می‌شود؛ در ابتدا گیتارهای الکتریکی تنها یک پیک‌آپ داشتند، اما امروزه با دو تا پنج پیک‌آپ نیز ساخته می شوند.

 ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازی‌ها‌ صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درام گم بود و به وضوح شنیده نمی‌شد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود...!

در حدود دهه ۳۰ میلادی گیتار‌های الکتریکی وارد موسیقی شدند. این اتفاق پدید آورنده‌ی انقلابی در صدا و تکنولوژی بود که تا امروز نیز ادامه دارد. با پیدایش راک اند رول در دهه ۵۰ میلادی، گیتار‌های الکتریکی به سرعت در موسیقی جا باز کردند و به یکی از فراگیر‌ترین سازهای تاریخ مبدل شدند. معمولاً در گروه‌های راک دو نوازنده گیتار الکتریک وجود دارد که یک نفر ملودی‌ها را می‌نوازد (گیتار لید) و دیگری ریتم‌ها را ( گیتار ریتم).

 

از نظر بدنه

این ساز را از نظر بدنه می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: بدنه-توپر و بدنه-توخالی. گیتارهای بدنه-توخالی مورد استفاده نوازندگان جاز قرار می‌گیرد، در صورتی که بدنه-توپر عموماً در موسیقی راک کاربرد دارد.

از نظر تعداد سیم‌ها

معمولاً گیتارهای الکتریکی شش سیم دارند. بعضی نیز دارای ۱۲ سیم می باشند که هرجفت با یک نت کوک می‌شود، منتهی با اکتاوهای متفاوت، این گیتارها اکثراً در موسیقی فولک کاربرد دارند. گیتارهای ۸ سیمی نیز وجود داردند که البته غیرمعمول هستند.

اجزا گیتار برقی

*       ۱. سردسته (Head Stock): قسمت بالایی گیتار که سیم‌ها در آنجا تنظیم می‌شوند.

*       ۲. خرک بالا

*       ۳. پیچ‌های کوک یا گوشی‌ها (Tuning Switch): پیچ‌هایی که بر روی دسته گیتار قرار گرفته‌اند و با آن می‌توان گیتار را کوک کرد.

*       ۴. پرده‌نما یا دستان (Fret): قطعه‌های فلزی که بر روی دسته گیتار قرار دارد و پرده‌های موسیقی را از هم جدا می‌کند.

*       ۵. تنظیم کننده دسته (truss rod): برای تنظیم و تثبیت دسته

*       ۶. علامت‌های روی دسته

*       ۷. دسته (Neck): قسمت بلند و باریک گیتار است که جای انگشت‌گذاری نوازنده برای انتخاب نت‌ها است. این بخش بین بدنه و سر دسته گیتار قرار دارد.

*       ۸. اتصال دسته به بدنه

*       ۹. بدنه: قسمت اصلی گیتار است که به دسته متصل شده و برخلاف گیتار آکوستیک معمولاً توخالی نیست و بخش‌هایی مانند پیک‌آپ و خرک بر روی آن قرار دارد.

*       ۱۰. زخمه‌گاه (Pick up): یک سیم پیچ مغناطیسی است که بر روی بدنه گیتار و زیر سیم‌ها قرار دارد و وقتی سیم‌ها بر اثر زخمه زدن مرتعش می‌شوند تحت تأثیر میدان مغناطیسی پیک‌آپ قرار می‌گیرند و این تحریک به آمپلیفایر فرستاده می‌شود و سپس آنجا تقویت می‌شود.

*       ۱۱. کنترل صدا و تن: پیچ‌هایی که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته‌اند و می‌توانند صدا و تن گیتار را تغییر دهند.

*       ۱۲. کلید زخمه‌گاه (Pick up Switch): یک تعویض کننده که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته و برای تعویض پیک‌آپ و تغییر دادن تُن و صدا بکار می‌رود.

*       ۱۳. لرزانه (Tremolo): میله‌ای که روی بعضی گیتارها قرار دارد و به خرک متصل شده. با حرکت دادن آن به بالا و پایین خرک حرکت می‌کند و باعث زیر و بم شدن صدا می‌شود. به آن اصطلاحا دسته ویبراتو (Vibrato) نیز گفته می‌شود (در این تصویر نیست.)

*       ۱۴. خرک (Bridge): ناحیه‌ای است بر روی گیتار که سیم‌های گیتار بر روی آن قرار می‌گیرند.

*       ۱۵. محافظ مضراب: صفحه‌ای است که از زخمی شدن بدنه به‌وسیله مضراب جلوگیری می‌کند.

اجزا گیتار برقی
منبع:ویکی پدیا
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 23:21  توسط حمیدرضا | 
سلام

نوروز مبارک

به مناسبت فرا رسیدن نوروز می خوام امروز یه کار جالب بکنم

می دونی اون چیه ؟؟؟؟

البته بیشتر اون هایی که گیتار الکتریک می زنن حال می کنن

واین سور پرایز اینه که می خوام نت های برتر رو از نظر خودم بزارم همشون دانلود کنین چون جالب و فوق العاده هستن

۱-CEMETERY-GATES-PANTRA

Download Tab Guitar Pro(Download tab)                                                                                     
۲-BEFORE I FORGET-SLIPKNOT                                                                                              
Download Tab Guitar Pro(Download tab)                                                                                            
3-   Guns N Roses - Sweet Child O Mine
 
4-Iron Maiden - Fear Of The Dark
5-Scorpions - Big City Nights
 
وچندین نت دیگه که چون در وبلاگ موجودند اینجا نیستن
نظرات خود رو حتما اعلام کنید
HAVE A GOOD YEAR
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 20:45  توسط حمیدرضا | 
سلام

امروز وقتی رفتم به وبلاگ www.alfametal.blogfa.com متاسفانه فیلتر شده بود

واقعا وبلاگ مفید و جامعی بود

ویه معذرت خواهی به اقا پیمان بده کارم که منبع مطالبم رو ننوشتم چون فکر نمی کردم مهم باشه چون خودم بارها مطالبم رو در وبلاگ های دیگه دیدم ولی بیشتر خوشحال شدم چون افراد بیشتری می تونن از اونها استفاده کنن ولی به هر حال از اقا پیمان غذر میخوام

واینکه نت forgoten رو می ذارم که ببینید joe satriani الکی به اینجا نرسیده و این اهنگ رو هرکسی نمی تونه بزنه

Forgotten(Part One) (gtp)

Forgotten(Part Two) (gtp)

در ضمن اگر کسی نتی می خواد بگه چون حنما می ذارم وممنونم از دوست خوبم علیرضا که همیشه همراه منه

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:14  توسط حمیدرضا | 
سلام

اول اینکه سال نو رو به همه تبریک می گم که سنت کورش پارسیه

دوم یه عذر خواهی به همه ی بازدید کننده های خوب این وبلاگ برای این غینت طولانی بده کارم

سوم اینکه از همه ی ی دوستانی که در این مدت من رو با نظرات ارزشمندشون خوشحال کردن ممنونم

وچهارم هم اینکه دنبال یه نویسند ه ی زرنگ و با تجربه که ترجیحا با سبک های ROCK یا METAL اشنا باشه می گردم (نبود؟)

واینکه جدیدا به گروه فوق العاده ICED EARTH شدیدا علاقه مند شدم

وبرای همین نت اهنگ QUESTION OF HEAVEN رو براتون می زارم که اگه گیتاریست هستید حتما امتحانش کنید چون عاشقش میشید (مثل من)

Download

http://www.tabscout.com/guitartab/w6tFxK5@/A%20Question%20of%20Heaven/

نظر یل دتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 19:38  توسط حمیدرضا | 

" چه ناچيز مي بود جاذبه دانش ، اگر بنا نبود كه در راهش بر اين همه ناداني چيره شويم "

                                                                                       - فردريك نيچه

براي آغاز بحث و شناخت واقعي موسيقي و جنبشِ "هوي متال" به عقايد " نيچه " فيلسوف هستي گرا كه مي توانيم او را بزرگترين عنصر تاثير گذار بر اين جنبش بخوانيم ، اشاره مي كنيم .

نيچه بشريت را معلق در ميان "انسان" و "ابر انسان" يافت . ابر انساني كه مي بايست الگو وهدف هرانسان باشد و موجودي است متعالي كه بر ضد همه چيز قيام خواهد كرد . وي ادامه ميدهد كه بشر جامعه كنوني از كنش ها و واكنش هاي خويش مي ترسد و هميشه در واهمه است كه مبادا رفتار وي غلط باشد .اينجاست كه بشر همواره نياز به يك "راهنما" دارد .

نيچه مي گويد : آگاهي بر فاني بودن زندگي و وجود مرگ به عنوان نقطه پايان ، امري است انكار نشدني .

وي بي پروا اعلام مي كند كه مذهب و اجتماع فرقه هايي هستند كه مرگ ابدي را نفي مي كنند و از طريق ايجاد اخلاقيات تصنعي مسيري را به فرد اعطا مي كند كه با طي آن بتواند برتر از آن چيزي باشد كه ميتواند، واين چيزي نيست جز اميددهي پوچ و مصنوعي براي بهره كشي سياسي و اجتماعي .

"هوي متال" شيداي جريان "مرگ" و " نيستي " مي گردد و مستقيما شروع به رواج آن در جهان مخاطبان خويش مي كند .هوي متال با بكارگيري تفكرات نيچه با ريشه هاي اصلي رفتار شناسي و عرفان كليسايي كه بر پايه شناسايي " خوب" و" بد " و تضادهاي بين عناصر " اهريمني " و " خدايي" شكل گرفته اند مبارزه مي كند .

از ديدگاه مذاهب "مرگ" و" رنج" از عناصر " اهريمني " محسوب مي گردند و در عمق خود با اخلا قياتي كه در مذاهب و ديدگاه هاي ايده آليستي بر آنها تاكيد مي شود تضاد مي يابند . به همين دليل است كه تفكرات نيچه متضاد با تفكرات كليسايي به عنوان تفكرات "پوچ گرايانه" تلقي مي گردند ، حال آنكه بوداييان ( و آيين هاي نوتر از آن ) معتقدند كه مذهب غرب از عرفان عالي به دور است . اگر مرگ چيزي است واقعي كه با آن تمامي بصيرتهاي انسان گرفته مي شود انسان بايد چه كند كه 1- زندگي را حس كند ؟ و 2- آن را ارزشمند بداند؟ وبه همين دليل است كه انها به "بقا و تناسخ " معتقدند .

براي اولين بار در آثار دو نويسنده مدرن به نامهاي " ويليام فاكنر" و " ويليام اس. بروفس" در سالهاي قبل از 1960 و بعدها "شوپنهاور" و" هايدگر" و همچنين گفته هاي نيچه به اين نتيجه ميرسيم كه واژه هايي چون ترس، قدرت، سكس ، مرگ و ... مفاهيمي دروغين هستند كه به عنوان قراردادهاي مصنوعي از لايه هاي زيرين رفتارهاي اجتماعي برمي خيزند .موسيقي متال نيز با پرداختن به موضوعات " مرگ" و " رنج" خود را گرد تفكرات ذكر شده مي يابد و بر عقايدخويش اصرار مي ورزد .

به عبارت كوتاه هوي متال "موسيقي نارضايتي " است و اكثر اين نارضايتي سياسي است . در نگاه اول اين موسيقي فاقد اصول زيبايي شناسي است . اما با اندكي تامل در صداها و ضربات ممتد و پر تحرك اين موسيقي به راحتي مي توان دريافت كه زيبايي شناسي به حد " كمال " مورد توجه قرار گرفته است .

هوي متال با استفاده از تكنيك " پالم ميوت " كه از تكنيك هاي سبك بلوز است و با استفاده از افكت " ديستروشن" صدايي متفاوت ايجاد مي كند كه القا شدن حس خشونت به شنونده از همين جا ناشي ميشود . "هوي متال " سعي دارد با استبداد مخصوص خود در قالبي آزاد اعلام كند كه " ما مي خواهيم بگوييم كه هر فرد بصورت خود آگاه به عنوان يك پايانه حركتي و تاثير گذار در جامعه حضور پيدا كرده است وحق گزينش  رفتار براي او حقي ضروري است "

در گذر از تاريخچه هوئ متال همانطور كه خواهيم ديد كج روي هاي زيادي به چشم مي خورد ، جنبش هايي  كه اگر با ديدي دقيق و منصفانه به آنها بنگريم متوجه مي شويم كه جز " شعار" و " كج روي" نيست .

هوي متال هم مانند بسياري از جنبش ها در نقاطي بازيچه دست سرمايه داري و سياست هاي استعماري مي گردد و گاه مخاطبان كوته فكر و نا آگاه كه با بت سازي و تقليد مسير متال را منحرف كرده و آن را تبديل به نوعي جريان منفور مي كند . اينان توجه نمي كنند كه جنبش هوي متال بر ضد تقليد و تكرار برخاسته و به همين علت اولين چيزي كه در برخورد با يك جوان دوستدار متال به چشم مي خورد نشانه هاي تقليد كوركورانه است . همين نا آگاهي هاست كه باعث مي شود به جاي آنكه به هوي متال به عنوان وسيله اي براي " تبادل فرهنگي " ديده شود به عنوان نوعي " تهاجم فرهنگي " ديده مي شود .

 

موسيقي هوي متال از كجا شروع شد ؟

دوران موسيقي هوي متال را محققان و صاحب نظران اين موسيقي به چهار دسته تقسيم مي كنند :

1- دوره اول از 1968 تا 1983(دوران نماد گرايي/متال اوليه/عشرت طلبي )

2- دوره دوم از 1983 تا 1988 (دوران مصرف گرايي/متال مدرن/كاربرد گرايي )

3- دوره سوم از 1988 تا 1996 (بازگشت به عواطف/متال پست مدرن/پوچ گرايي عاطفي)

4- دوره چهارم از 1996 تا حال (اخلاق گرايي/متال سازمان يافته/تعالي گرايی)

علت اين تقسيم بندي تفاوت هايي است كه در فرم موسيقي ، طرز تفكر فلسفي، طريقه انتشار و نيز نوع برخوردي است كه با اين سبك رخ داده است .

www.guitarelectric.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:48  توسط حمیدرضا | 
يک روز در محل تمرين گروه فرشيد اعرابي
وقتي جوان بوديم


پله هاي زيرزمين، بهترين راهنما براي پيدا کردن جايي است که از آن صداي درامز و گيتارهاي الکتريکي شنيده مي شود. حتي اگر به يکي از برج هاي سعادت آباد قدم بگذاريد، باز هم بايد به جاي بالا رفتن از پله ها، آنهايي که رو به پايين مي روند را انتخاب کنيد. فضاي تمرين گروه هايي که موسيقي متفاوتي از آنچه سال ها است در کشور مرسوم شده، مي نوازند، تقريباً يکسان است؛ اتاق هاي کوچکي که وسيله يي براي خنک يا گرم کردن ندارند و خود نوازنده ها هم در آن به زور جا مي شوند. اما فرشيد اعرابي به همراه دو نوازنده ديگر، محل خوبي براي تمرين دارد. هرچند براي رسيدن به آنها بايد از پله هاي زيرزمين پايين رفت اما زيرزمين اين گروه تقريباً يک استوديو کامل است. دستگاه هاي ضبط در يک اتاق قرار دارند که با شيشه از اتاق محل نواختن جدا مي شوند. غير از اين دو اتاق، سالن بزرگي نيز وجود دارد که عکس هاي فرهاد مهراد و نوازنده هاي خارجي به ديوارهاي آن نصب شده اند. اينجا استوديوي فرشيد اعرابي است که در آن کار مي کند و به شاگردهايش نيز آموزش مي دهد. از زمستان گذشته نيما نواپور و آرش مقدم با او همراه شدند تا موسيقي آلبومي که مجوز اشعار آن گرفته شده بود، اجرا شود.

فرشيد اعرابي چهار سال پيش توانست آلبوم «پنهان» را منتشر کند؛ آلبومي که خودش تمام کارهاي آن را انجام داد و با آن اولين تجربه موسيقي متال همراه با اشعار ايراني را تجربه کرد. اعرابي هنوز به خاطر دارد که در آن روزها همه از مجوز گرفتن چنين اثري متعجب بودند؛ «اولين واکنش به «پنهان» شوکي بود که همه دچارش شدند و مي پرسيدند چطور آلبوم مجوز گرفته. وقتي آلبوم را گوش دادند، خيلي ها که با اين سبک موسيقي آشنا نبودند و فقط چيزهايي درباره آن شنيده بودند، از سنگيني آلبوم تعجب مي کردند. چون در ذهن مردم، موسيقي راک و متال همراه با پرخاشگري تصور مي شود اما با شنيدن «پنهان» با توجه به اشعار کلاسيک و مدرني که براي آن انتخاب کرده بودم، اين ذهنيت تا حد زيادي از بين رفت. بعضي ها به من مي گفتند چرا براي آلبوم از نوازنده درامز استفاده نکردم. واقعيت اين است که با آن امکاناتي که داشتم، بهتر از اين نمي توانستم کار کنم.»

آلبوم پنهان در زمان انتشار، مانند چهار، پنج آلبوم ديگري که در همان سال به سبک راک منتشر شده بودند، نتوانست در بازار موسيقي گل کند اما توجه مخاطبان اين موسيقي را به خود جلب کرد. البته ماجراي پرفروش شدن آلبوم ها در بازار موسيقي کشور، چيزي نيست که فقط به کيفيت آثار مربوط شود چون نبض اين بازار در دست ناشران لاله زار است که همه چيز را کنترل مي کنند. پنهان در وهله اول، عنوان آلبوم متال را روي جلد خود داشت. به همين دليل آنهايي که سال ها به گوش دادن به اين سبک موسيقي که توسط نوازندگان و خوانندگان خارجي اجرا مي شد، عادت کرده بودند، جذب آن مي شدند تا ببينند يک ايراني چطور کار کرده است. هرچند نمي توان پنهان را يک اثر تمام و کمال و بي عيب و نقص دانست اما در فضايي که حتي وجود اين نوع موسيقي انکار مي شد، انتشار همين آلبوم اتفاق خوبي بود. با اين حال قطعه هاي خوش ساختي که در پنهان وجود داشت، موجب انتقاد به قطعات ضعيف تر آن شد که مثل يک سکته در آلبوم جاي گرفته بودند. اعرابي دليل اين شيوه انتخاب قطعات آلبوم را براي دادن رنگ هاي مختلف به آن عنوان مي کند؛ «مي خواستم گروه هاي مختلف را جذب کنم. براي همين قطعه هاي ملايم تر را هم انتخاب کردم تا آنهايي که به شکل جدي موسيقي متال گوش نمي کنند، بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. در آلبوم دوم از اين تنوع بيشتر استفاده کرده ام تا يک مجموعه با رنگ هاي مختلف به وجود بيايد.»

نواپور، مقدم و اعرابي به داخل اتاق مي روند تا نواختن را شروع کنند. نواپور از همه مسن تر است و اگر کسي او را با آن موهاي سفيد و چهره آرام در خيابان ببيند، حتي فکرش را هم نمي کند که اين مرد يک درامر باشد.

تصورش سخت است که اين مرد ميانسال با اين همه انرژي، دوبل پدال هاي خود را با ظرافت بزند. اعرابي و مقدم هم با آرامش، ريف ها و ملودي هاي سرعتي خود را مي نوازند و هيچ اثري از آن هيجان نوازنده هاي جوان تر در کار اين سه نوازنده نيست. اين دور شدن از هيجان زدگي در آلبوم تازه آنها هم شنيده مي شود. اعرابي مي گويد؛ «فکر مي کنم هرچه بگذرد، به جاي تکنيک يا قدرت نوازندگي صرف، بيشتر دنبال زيبايي شناسي مي روم. به دنبال فضاهاي بکري هستم که اگر به جاي تکنيک، نيازمند زيبايي باشند، مطمئناً زيبايي را به کار وارد خواهم کرد. دفعه قبل دوست داشتم توان نوازندگي خودم را هم نشان بدهم اما براي اين آلبوم، فقط به کل مجموعه فکر مي کنم.»

او ادامه مي دهد؛ «در آلبوم پنهان براي خواندن اشعار، صدايم را پايين نگه داشتم چون با توجه به اشعاري که مثلاً از مولانا بود، به اين نتيجه رسيدم که کنتراست صداي خواندن با موسيقي مي تواند نتيجه بهتري داشته باشد. ضمن اينکه اگر مي خواستم فرياد بزنم، همه مي گفتند اداي خارجي ها را درآورده و يک کار تقليدي بيرون داده. در آن مجموعه کلاً روي فرم خواندن در اوج کمتر کار کرده بودم. ولي در اين آلبوم در هر قطعه، آواز را هم پايين اجرا کرده ام و هم در اوج. يکي از دلايل اين کار، انتقادهايي بود که از آلبوم قبلي مي شد و مي گفتند چرا يکدست و منوتن شعرها را اجرا کرده ام.»

تفاوت ديگري که در آلبوم جديد اعرابي شنيده مي شود، به استفاده بيشتر از کيبورد و ايجاد فضاهاي کرال با آن بازمي گردد. اعرابي که خودش نواختن کيبورد را هم بر عهده دارد، دليل استفاده بيشتر از آن را ايجاد حالت هاي اسطوره يي متناسب با اشعار عنوان مي کند؛ اشعاري که از ميان آثار مولانا، محمود استادمحمد و عباس روشن زاده انتخاب شده اند. آلبوم تازه اعرابي با قرار گرفتن دو نوازنده ديگر در کنار او، حس و حال بهتري پيدا کرده است. آرش مقدم و نيما نواپور که سابقه سال ها همکاري با گروه ها و خواننده هاي مختلف را دارند، آن خشکي آلبوم پنهان را که به دليل انجام همه کارها توسط يک نفر به وجود آمده بود، از بين برده اند. در آلبوم پنهان، اعرابي از کامپيوتر براي برنامه ريزي صداي درامز استفاده کرده بود اما در اين آلبوم، نواپور صداي حقيقي درامز را به مجموعه کار اضافه کرده است و شنيدن ضربه هاي درام استيک، لطافت بيشتري به کار داده. آرش مقدم هم با تکنيک نواختن گيتار باس به خارج شدن کار از يکنواختي شيوه يک نوازنده کمک زيادي کرده.

اما مشکلات آنها هنوز سر جاي خود باقي است و طولاني ترين بخش کار را که به گرفتن مجوز موسيقي آلبوم بازمي گردد، هنوز پيش رو دارند. شرايط فعلي موسيقي نسبت به چهار سال قبل، تفاوت بسيار زيادي پيدا کرده و در طول يکي، دو سال گذشته شاهد از هم پاشيدن گروه هايي بوديم که در حوزه موسيقي راک فعاليت مي کردند. اعرابي مي گويد؛ «تمام بچه هايي که در اين سال ها کار مي کردند، از شرايط امروز دچار يک جور سردرگمي شده اند. ما نسلي هستيم که از سال ها پيش که حتي صحبتي از اين نوع موسيقي نمي شد، براساس علاقه خودمان شروع کرديم به نواختن. اما واقعيت اين است که حتي خانواده ما هم نگرش خاصي به اين سبک دارند و فکر مي کنند بچه هايشان از دست رفته اند، چه رسد به جامعه که اصلاً به راحتي اين موضوع را نمي پذيرد.»

نواپور که به خاطر مي آورد در سال هاي اول انقلاب به جاي تمرين با ساز با ضربه زدن روي بالش، تمرين هاي خود را دنبال مي کرد، مي گويد؛ «ما هميشه توي سرداب مي زديم. شرايط سختي بود و حتي نمي توانستيم با هم تمرين کنيم. به خصوص ساز من که جابه جا کردنش کار مشکلي است و سر و صداي زيادي هم دارد، دردسرهاي زيادي داشت.»

نکته ديگري که اعرابي به آن اشاره مي کند، بالا رفتن سن نوازندگاني است که از سال ها پيش موسيقي راک را آغاز کردند؛ «وقتي جوان بوديم، هيجان داشتيم و خودمان کار را ادامه مي داديم اما حالا که سنمان بالا رفته و بايد زندگي خودمان را هم بچرخانيم، انگيزه هايمان خيلي کمتر از قبل شده. مثل خود من که الان استوديو دارم، اگر تشويق ها و اصرارهاي شاگردها و دوستانم نبود، خودم نمي توانستم اين مجموعه را جمع کنم.
 
از نظر خود بنده اقای فرشید اعرابی اعجوبه HEAVY METAL در ایران هست واز دوستان نزدیک اقای ماسیس  هستش ومن به کمک ایشون موفق به دیدن ایشون شدم و واقعا لذت بردم
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:32  توسط حمیدرضا | 
تحليل اول

موسيقي Rock شامل سبک هاي بسيار زيادي مي گردد، از Hard Rock, Progressive Rock, Grunge و ... تا Heavy Metal. آن چيزي که ما امروزه از آن به نام Heavy Metal ياد مي کنيم در حقيقت زير مجموعه اي است از موسيقي گسترده ي Rock. موسيقي متال به وسيله ي عده اي جوان همزمان با آغاز دوره ي شکل گيري ابرقدرت ها به وجود آمد. در طول اين عصر پيشرفتهايي عالي در تمدن غرب حاصل گرديد که نتيجه ي آن غلبه بر فاشيسم، ناسيوناليسم و بسياري از نظام هاي اجتماعي ديگر حاکم بر دنياي قديم بود. نظام هايي که هر کدام در طول قرن ها تکامل يافته و در جامعه ريشه دوانده بودند. در اين دوره بشر خودش را با استنتاجي عالي در جايگاهي انساني از دموکراسي آزاد (Liberal Democracy) که به شخص و فرد بيشتر از هر نظام گذشته اي در طول تاريخ سود مي رساند تصور کرد. در طي اين عصر نظام اجتماعي به شهروندان در تلاش و جستجويشان براي يافتن مناسبترين و راحت ترين شيوه ي ممکن زندگي خدمتي عظيم کرد. هر پرسش يا هدفي خارج از ديدگاه فردي بي اهميت تلقي گرديد. پيشرفت و توسعه ي انساني از حالت تکاملي تدريجي ابتدايي خود خارج گرديد و به صورتي مترقي مطرح گشت. در عقايد اجتماعي، زندگي فردي بر پايه ي عدالت و بشريت معين و تعريف گرديد و شخص بر دنياي طبيعي پيرامونش غالب گشت. دوره ي زماني بين سال هاي 1865 تا 1949 ميلادي را مي توان دوران "مردم گرايي" يا به عبارت امريکايي ها "پشتيباني از حزب مردم" نام نهاد. در اين دوران هنر به سمت فرد گرايي گرايش يافت. اما از آنجايي که موسيقي متال نشأت گرفته از موسيقي راک مي باشد براي صحبت در اين زمينه ترجيحآ در اولين قسمت از معرفي سبک هاي Heavy Metal، به موسيقي راک و شکل گيري اين سبک خواهم پرداخت.

به واقع Rock اوليه ترکيبي بود از Celtic folk music - German popular music و English drinking songs که شامل والس (رقص يا موزيک سه ضربي) و سرود هاي Proto-Gospel مهاجران اسکاتلندي بود. اين سبک در مراحل اوليه ي خود سبکي ساده بود که بيشتر بر ريتم هاي رقص مانند ، ملودي ها و هارموني هاي رايج و اشعاري که با دل مشغولي هاي شنوندگانش(عشق جواني، بلوغ و رانندگي) همدردي مي کرد متکي بود. نوعي از موسيقي که امروزه با نام Rock شناخته مي شود ترکيبي است از موسيقي هاي Blues و Country. موسيقي Country Folk نمودي از فرهنگ آمريکايي از اولين روزهاي جمهوريت بوده است، اما چون در حومه ي شهر (و نه خود شهر) وجود داشت به ندرت به رسميت شناخته شد. با گذشت زمان نسل جديد روي کار آمدند و با افراد قديمي جايگزين شدند. به کمک امکانات و توانايي هاي جديد و رشد فرهنگي مردم اکثر تاريخ موسيقي هاي نسل گذشته به فراموشي سپرده شد. پخش راديويي که به مناطق روستايي نيز ميرسيد به گسترش سبک هاي جديد موسيقي کمک شاياني نمود. به ويژه موسيقي Country ، (که سبکي رقص مانند و روايي است که از تصنيف هاي انگليسي- آمريکايي سفيد پوستان جنوب و غرب گرفته شده بود) در اين دوران به پيروزي چشمگيري دست يافت. بخشي از اين پيشرفت ها داراي دلايل سياسي بود... افراد جامعه که موسيقي مردمي آمريکايي را همانند يک فرم هنري ترقي دادند از مردم اصلي اروپاي شمالي نبودند. آنها نياز داشتند تا خود چيزي را اختراع کنند و انتشار بدهند. اما موسيقي Blues سياهان در آن عصر به عنوان تنها سبک هنري افريقايي-امريکايي مطرح بود که انکار کننده ي Celtic و همچنين تأثيرات Folk انگليسي و امريکايي(سبک هاي رايج آن زمان) بود. در فاصله ي سال هاي 1930 تا 1950 Blues-Country به Rock تبديل شد که دليل اصلي آن رشد تکنولوژي بود.

Adolph Rickenbacker در 1931 گيتار الکترونيک را اختراع کرد که موجب تحولي عظيم در موسيقي شد. وي همچنين تجهيزاتي پيشرفته تر و ارزان تر از وسايل قديمي ساخت که حمل و نقل آنها نيز ساده تر بود. پس از آن تکنولوژي ترانزيستور ظهور يافت. ميکروفون ها قابليت يافتند تا اختلافات مختصر صدا را تفکيک کنند و حجم صداي وکال ها را افزايش دادند. صداي وکال بر انگيخته تر و پر آشوب تر از قبل گشت. همچنين صداي گيتارها، با Amplifier (تقويت کننده) تقويت شد. تمام اين عوامل سبب شدند تا موسيقي ساده ي دورگه ي Blues-Country به نوعي موسيقي استاندارد شناخته شده و البته تجاري به نام Rock n Roll و پس از آن Rock تبديل گردد. موسيقي جديد جذب جريان اصلي موسيقي آمريکايي شد. باند هاي اوليه Rock کاستي هاي زيادي از جهت سبک داشتند. آنها قطعاتي از خود راضيانه و هارمونيک بر پايه ي موسيقي عامه پسند اروپايي اي که در دهه ي 30 در کلوپ ها رايج بود مي نوشتند. (اکثر گروه هاي جاز نيز که در دهه ي 30 اوج گرفته بودند، بر پايه ي نوعي موسيقي مشابه استوار بودند.) در دهه ي 50 ميلادي Rock & Roll توسط الويس پريسلي و شخصيت هاي ديگر ظهور کرد. Rock & Roll جذابيت موسيقيايي خود را فقط براي چند سال حفظ کرد. گوناگوني بسياري که در سبک هاي راک پديد آمد هسته ي اصلي راک را از هم پاشيد.

در دهه ي 60 اشکال پيچيده تر Rock & Roll به موسيقي Rock معروف گرديد که عناصر بنيادين آن عبارتند از تعدادي گيتار شديدآ تقويت شده (شامل ريتم، ليد و باس) و درامز. از ميان ديگر سازهايي که معمولا به کار برده مي شوند مي توان از پيانوي الکتريکي، ارگ الکتريکي، سينت سايزر، پرکاشن، دي جي و برخي سازهاي بادي و ضربي فرعي نام برد. نت هاي کليدي Rock گونه اي ضرب پشتي(Backbeat) کوبنده، همراه با آوازهاي عاطفي و نواي به شدت تقويت شده ي گيتار است. با گذشت زمان Style هاي مختلف پديدار گشتند. ترانه ها با تثبيت هاي فرهنگي، ساده تر گشتند. کارها برجسته تر و مترقي تر گشتند و شاه کارهاي موسيقي راک شکل گرفتند. Rock در مرحله ي بلوغ ،پيچيدگي بيشتري يافت و برخي از با استعدادترين نمايندگان آن مانند بيتلز توجه منتقدين جدي موسيقي را به خود جلب کرد. هيچکس نمي تواند موسيقي Rock را بدون توجه به ريشه هاش در نظر بگيرد. در واقع براي صحبت پيرامون موسيقي Rock بايد خواستگاه هاي اين سبک به نوبت مورد توجه، تجزيه و تحليل قرار گيرند. مسائلي مانند رويدادها و پيشامدهاي سياسي و شرايط محيطي که موسيقي Rock را شکل دادند. اساسآ سبک هاي رايج در آن زمان مانند Folk , Country و Celtic داراي تنوع زيادي در فرم ها بودند که Rock اثرات شگرفي بر تمام آن ها گذاشت.

راک انگليسي اولين بار در دهه ي 60 به دست بيتلز و گروه رولينگ استونز و ديگر گروه هاي 4 يا 5 نفره بنيان گذاشته شد. در اواسط دهه ي 60 ، موسيقيدانان جوان به کاوش توانايي راک براي برخورد با مضامين اجتماعي و سياسي پرداختند. گروه هايي نظير رولينگ استونز، دورز و ديگران، شعر هايي تخيلي را به شکل بي سابقه اي با هنر تنظيم آهنگ ترکيب کردند که نمونه ي آن قرار دادن قطعات طولاني بديهي سازي تک نفره، در بافتهايي با پيچيدگي رشد يابنده و ساختارهاي موسيقيايي-ترانه اي راک است. آواز خوان هاي قدرتمند مانند جانيس جوپلين و گيتاريست هايي مانند جيمي هندريکس در مضامين سنتي Rhythm و Blues انقلابي به پا کردند. در اواخر دهه ي 60 و اوايل دهه ي 70 ، ازدياد دسته هاي آمريکايي و انگليسي به اوج خود رسيد. راک به سرعت ، نوجوانان غربي را که پس از جنگ با افزايش سطح زندگي، پول بيشتري در اختيار داشتند به خود جلب کرد و آنان به شنوندگان اصلي اين نوع جديد موسيقي تبديل شدند. در دهه ي 70 نگاه تجاري به موسيقي راک سبب ايجاد سبک هايي همچون Soft Rock شد. گروه هايي مانند شيکاگو و کارپنترز از آغاز کنندگان اصلي اين سبک بودند. اگر چه که در سال هاي بعد سبک هاي جديدي در موسيقي راک شکل گرفتند و گروه هاي بزرگي مانند Pink Floyd, Black Sabbath و Beatles در اين سبک تحولات عظيمي به وجود آوردند اما اين سبک رفته رفته با افول مواجه گرديد. البته در سال هاي اخير راک با حضور گروه هاي پرطرفداري مانند Evanescence و بازگشت مجدد گروه Bon Jovi تا حدودي احيا شده...

پس تا اينجا عدهاي راک رو زير شاخه اي از هوي متاي ميدونن

تحليل دوم

موسيقي متال جزو زير دسته هاي موسيقي Rock قرار داره. کارشناسان Rock رو به زير مجموعه هايي تقسيم ميکنند و Hard Rock رو زير مجموعه اون قرار دادن



rock &roll :
راک اند رول که يکي از سبکهاي تاثير گذار و متداول در موسيقي راک است، روندي غير قابل پيش بيني را طي کرده است. در ابتدا زماني که راک باز ها موسيقي "کانتري" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک داراي مشخصه هاي بارزي مثل آنارشيسم بود ولي بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقي به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقي پر انرژي Chuck Berry گرفته تا هارمونيهاي زيباي بيتل ها و موسيقي روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما rock &roll جذابيت موسيقيايي خود را فقط براي چند سال حفظ کرد. گوناگوني بسياري که در سبکهاي مختلف راک پديد آمد، به قول بعضي از متخصصين هسته اصلي راک از هم پاشيد.
Pop rock :
پاپ-راک يکي از عمده ترين شاخه هاي موسيقي محسوب مي شود که به طور کلي به هر نوع موسيقي پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock مي گويند. از ويژگيهاي اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقي آن است و تکيه آن بر موسيقي لاينقطاع است که با چيره دستي نواخته مي شود. از گروههاي مشهور فعال در اين سبک که تعداد آنها کم هم نيست مي توان به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کرد.
Soft Rock :
اگرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاري شد اما زمزمه هاي آن از اواخر دههء شصت آغاز شده بود. Soft Rock موسيقي ملايمي است که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاري نگاه کردن به موسيقي يکي از ويژگيهاي اين سبک است. Soft Rock تا حدي متمايل به پاپ-راک است اما با فضايي ملايمتر و نرمتر. گروههايي مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقي ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفي کار کردند. در طول دههء هفتاد، Soft Rock بازار موسيقي را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدي موسيقي تلفيقي هم اثر خود را دچار دگرگوني کرد.
Grunge :
سبکي که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت kurt cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقي punk و heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقيايي آن. اما در نحوه نواختن ريف ها به heavy metal شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه هاي Green River، Mudhoney وSoundgarden مي شود كه اين موج هنوز هم ادامه دارد و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دوم است. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي آن stop-start زياد آن است. متاسفانه در كشور ما Nirvana را فقط متعلق به سبك Alternative metal مي دانند و به تبع آن هر گروهي را كه در موسيقيش stop-start به كار مي برد به اين سبك مربوط مي دانند؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع است كه به سختي ميتوان مرزي مشخص بين آنها كشيد.
Alternative Rock:
آلترنيتيو راک يکي از شاخه هاي راک است که تمام گروهاي پست_پانک (post_punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثير خود قرار داده است. alternative rock شامل سبکهاي گوناگوني ميشود .از ملوديهاي زيباي jangle_pop گرفته تا ملوديهاي آزار دهنده و يک نواخت industrial metal. باحتساب موفقيت بي سابقه "نيروانا" در سال 1991 مي توان به نوعي گروهاي آلترنيتيو را به دو دوره مجزا تقسيم بندي کرد:
در طي دهه 80 اکثريت گروهاي alternative تحت نظارت شرکتهاي توزيع و پخش مستقل فعاليت داشتند. گروهايي که تحت نظارت شرکتهاي بزرگ فعاليت ميکردند، توانستند شرايط ايده آل را به دست آورند. به هر صورت آنچه در مورد گروههاي alternative دهه 80 ميتوان گفت، آن است که به علت شرايط موجود آن دوران از مسير اصلي خود منحرف شدند.
در ميان سبکهايي که جزو اين گروه دسته بندي شده اند، مي توان از pop
alternative dance،jangle pop ،post_hardcore punk ،funk_metal ،punk_pop و experimental rock نام برد که تمام اين ژانرها بعد از انقلابي که نيروانا در اين زمينه بوجود اورد پايه گذاري شدند.ولي مشخصا زماني راه براي آنها هموار شد که خيلي از گروههاي تازه کارِ alternative با شرکتهاي بزرگ قرارداد بستند. در نتيجه alternative rock در دهه نود داراي نظم بيشتر و هارمونيک تر از همتاي خود شد.مخصوصا از دوره اي که ثابت شد سازهاي سنگين تر داراي جذابيت تجاري بيشتري هستند، بيشتر گروههاي دههء نودي با شرکتهاي بزرگ فعاليت نکردند و ترجيح دادند با شرکتهاي مستقل که محدوديت کمتر و آزادي بيشتر داشتند، همکاري کنند.
Hard Rock:
از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقي، دو سبک هارد راک و هوي متال مشابه هستند. چرا که شباهتهاي بسيار زيادي بهم دارند. در هر دو مورد صداي خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسي را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازي را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهاي اساسي نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقي هارد راک. در صورتي که اين ويژگي در موسيقي هوي متال ديده نمي شود بلکه اين نوع موسيقي بر صداي خشن و وحشي گيتار و ريتمهاي کوبه اي تکيه دارد.
هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خود را آغاز کرد و بعنوان يک موسيقي روان گردان باب شد و تحولي در زمينه موسيقي راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از blues از بداهه نوازي استفاده شده و در عين حال به خشونت سبک هوي متال نيست. اگرچه همان سولوهاي طولاني و همان صداهاي خشن در هارد راک نيز يافت ميشود. در اين سبک اين ريتمها و ريفها هستند که بيشترين اهميت را دارا هستند و بايد به بلندترين شکل ممکن نواخته شوند.
Punk Rock
3 تعريف هست که تو فلسفهء راک به طور کلي، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):
*Iconoclasm : تمايل به نابودي آنچه مقدس شمرده مي شه، و يا رايج يا سنتي است
*Nihilism : نفي كردن و بي پايه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلي - و اعتقاد به اينكه هيچ چيز به طور مطلق قابل فهم نيست
*Anarchism : تمايل به بي نظمي و ابهام؛ ضد ارزشهاي نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چيزي كه از رشد و پيشرفت جلوگيري كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سياسي

تا اينجاي کار همه بر يک عقيده هستند. اما از اين پس عده اي بر اين عقيده هستند که موسيقي متال جزو زير مجموعه هاي موسيقي Hard Rock هست و عده اي اين 2 رو با توجه به خصيصه هاي اون يکسان ميدونن. در هردو داراي Loud بالا ، گيتارهاي Distoured و عموما استفاده از يک Lead Vocal که سازي هم مينوازه يکسان وجود داره.
گيتاريست هاي سبک متال عموما داراي سرعت ، نوآوري و سبکهاي خاص خودشون در مقابل ديگر سبکهاي موسيقي هستند. به طوري که در اين سبک گيتار مرکزيت خاصي نسبت به سازهاي ديگه داره. سبکي که ريفهاي سرعتي و عموما خشن و سولوهاي سريع با گيتار در صدر اون قرار داره. چيزي که ما بيشتر از موسيقي متال ديديم ( يعني در واقع زير دسته هاي سبک متال ) به شرح زيره. اما چيزي که کاملا مشخص اينه که غير از اين موارد مذکور زير دسته هاي ديگري از موسيقي متال وجود داره که شايد به اندازه اينها آشنا نباشند يا کمتر مورد استفاده از طريق گروههاي مختلف قرارگرفته باشند.
Thrash Metal
Heavy Metal
Alternative Metal
Progressive Metal
RapMetal
PopMetal
Punk Metal
Scandinavian Metal
Doom Metal
Sludge Metal
Death Metal
Black Metal
Speed Metal
Industrial Metal
Stoner Metal
Goth Metal
Symphonic Black Metal
Power Meta

نظر یادتون نره

منبع:alfa metal

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:11  توسط حمیدرضا | 
سلام

چند وقته که نت جدید نزاشتم

امروز با چند تا نت جدید از NIRVANA اپ می کنم

اگه درخواستی داره برای نت ها بگه تا براش بزارم

حالا بریم سراغ نت ها

ABOUT A GIRL

Download Tab Guitar Pro(Download tab)

BREED

Download Tab Guitar Pro(Download tab)

COMES AS YOU ARE

Download Tab Guitar Pro(Download tab)

DRAIN YOU

Download Tab Guitar Pro(Download tab)

IN BLOOM

Download Tab Guitar Pro(Download tab)

LITHIUM

Download Tab Guitar Pro(Download tab)

تمام لینک ها مستقیم هستند وبسیار کمی دارند

برای اجرای اونها نیاز به نرم افزار GUITAR PRO نیاز دارید که در وبلاگ موجود هست

فعلا

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:5  توسط حمیدرضا | 
زخمهاي دست گيتاريستها اغلب به دليل گيتار زدن مداوم و عدم استراحت بين تمرينها است. اگر چه درد بيشتر در ناحيه دست آنها احساس مي‌شود، اما معمولاً دليل دردها را بايد در ذهن جست‌وجو كرد. همان گونه كه تركيب صحيح صدا و سكوت منجر به موسيقي گوش‌نواز است، تركيب صحيح استراحت و تمرين لازمه سلامت نوازنده است.

در اين مقاله سعي شده براي كمك به نوازندگان از تجربه گيتاريستهاي حرفه‌اي و توصيه پزشكان متخصص استفاده شود تا به راهكارهايي در اين زمينه دست يافت.

توصيه‌هاي پزشكان
به گفته دكتر رسنتال1 آسيب ناشي از فشارهاي دائمي2 (RSI) معمول‌ترين تشخيص پزشكي است كه او به عنوان متخصص جراحات خارجي و توان‌بخشي در مركز درماني هنرمندان نيويورك با آن مواجه است. بيماران او معمولاً از التهاب توأم با درد يا درد در دستها و گردن شكايت دارند. او مي‌گويد: «اين مشكلات چند دليل دارد. آنها براي ساعتهاي متمادي بدون وقفه‌ ساز مي‌نوازند.

حالت بدن آنها نيز چه هنگام نواختن ساز و چه در حالت معمولي صحيح نيست. به علاوه فشارهاي رواني دارند كه بر بدن بسيار تأثيرگذار است. من بيماراني داشتم كه ساعتها قبل از اجراي رسمي‌ تمرين كرده‌اند بدون آنكه استراحت كنند.» دكتر رسنتال انجام نرمشهاي كششي قبل از نواختن ساز و استراحت بعد از بيست تا سي دقيقه تمرين ممتد را توصيه مي‌كند.

در زمان استراحت نيز نرمشهاي كششي دست مثمر ثمر است. او همچنين مصرف دارو را، براي اين عوارض، درماني زودگذر مي‌داند. رژيم غذايي مناسب، حالت صحيح نشستن در هنگام نواختن ساز و انتخاب ساز مرغوب راهكارهاي ديگري است كه پزشكان بدان معتقدند.

توصيه‌هاي حرفه‌اي
مشكل زماني آشكار مي‌شود كه بخواهيم به اين توصيه‌ها جامه عمل بپوشانيم. براي مثال هنرجوي حرفه‌اي به روزي چهار ساعت تمرين قبل از شروع كلاس نياز دارد.

گيتاريستهاي حرفه‌اي نيز كه چند روز بيشتر به زمان اجراي برنامه ندارند در موقعيت تمرينهاي فشرده قرار دارند. در اين شرايط نوازنده بايد بداند كه چگونه تمرينات فشرده و پر اضطراب را به تمريني خوشايند و سازنده تبديل كند. در واقع بايد بداند كه چه زماني وقت استراحت است.

اولين قانون اين است «تا زماني كه درد از بين نرفته است تمرين را آغاز نكنيد.» اسكات تننت3 يكي از گيتاريستهاي معروف كلاسيك مي‌گويد: «تا زماني كه احساس نكنم دردهاي دستم كاملاً قطع شده دوباره شروع به گيتار زدن نمي‌كنم. به همين دليل است كه دردهاي دستم هيچ‌وقت به خطر جدي برايم تبديل نشده است. حتي اگر دردي احساس نكنم پس از يك ساعت و اندي تمرين به همان اندازه استراحت مي‌كنم.

اگر در تمريناتم با مشكلي مواجه شدم كه در آن لحظه قادر به حل آن نباشم، تمرين را قطع مي‌كنم و تا هنگامي كه تمركز فكري به دست نياورم به تمرين ادامه نمي‌دهم. زماني كه گيتار همراهم نيست يا در حال استراحت هستم در فكر خود تمرين مي‌كنم. گاهي اوقات روزها مي‌گذرد و من تمرين نمي‌كنم. هميشه سعي مي‌كنم ميان روزهايي كه سخت تمرين مي‌كنم و روزهايي كه اصلاً تمرين نمي‌كنم به تعادل برسم. اوقات تمرين طولاني مدت بدون تمركز مفيد نيست. تمرين كوتاه مدت، با تمركز، بهتر از تمرين بلند مدت، بدون تمركز، است.»

سيم گيتار
در سال 1987، برايان گُر4 در حال ارائه رپرتوار حرفه‌اي خود بود، اما تمرين زياد و ترجمه تعدادي كتاب از زبان آلماني به انگليسي منجر به درد تاندون دستهاي او شد كه سه سال به طول انجاميد. هر روز بيماري او وخيم‌تر مي‌شد تا جايي كه حتي نمي‌توانست در را باز كند. پزشكان به او توصيه كردند كه مچ دستش را عمل كند، اما او قبول نكرد.

برايان ماساژ درماني، كلاس يوگا، طب سوزني و روان درماني را جايگزين عمل كرد و نوع نشستن خود را نيز تغيير داد. پس از سه ماه دردهاي او از بين رفت و دوباره به سراغ ساز محبوب خود گيتار رفت. پس از مدتي درد مجدداً به سراغ او آمد و شش ماه او را آزار داد. برايان مي‌گويد به دليل اينكه يوگا كار مي‌كرد اين بار توانست با درد به راحتي كنار بيايد. او سيمهاي گيتار را نيز شل‌تر كرد كه آسيب كمتري به دستهاي او وارد شود.

برايان متوجه شد هنگامي كارهايش موفق‌تر است كه گيتارش سيم نرم‌تري دارد. او تركيبي از سيمهايي را با سختي متوسط و پايين انتخاب كرد زيرا معتقد بود سيم بسيار نرم كيفيت صدا را پايين مي‌آورد. برايان مي‌گويد: «من براي خودم برنامه روزانه تنظيم كردم؛ قبل از شروع تمرين يوگا و پس از آن بيست دقيقه تمرينات قدرتي دست انجام مي‌دادم. با تمركز حواس گيتار مي‌نواختم و هنگامي كه امكان داشت از سه سيم به جاي پنج سيم استفاده مي‌كردم.»

Focal Dystonia
يكي ديگر از گيتاريستها نيز دچار عارضه عجيبي به نام فوكال دايستونيا شد. دانشمندان هنوز نتوانسته‌اند دليلي براي اين عارضه بيابند. چند انگشت بيمار به يك باره از كار مي‌افتد بدون اينكه دردي داشته باشد. او به مراكز درماني مختلفي مراجعه كرد؛ زيرا اين امر باعث مي‌شد كه نه تنها چند قرارداد مهم را از دست بدهد بلكه به شهرت او نيز لطمه وارد شود.

او تحت درمانهاي مختلفي قرار گرفت ولي بهبود نيافت.
چند سال بعد او دوباره شروع به نواختن ساز كرد، اما اين بار فقط از انگشت شست و سبابه دست راست خود استفاده مي‌كرد. اين وضعيت ادامه داشت تا اينكه او چيزهايي در خصوص چگونگي كار گروهي عضلات شنيد. تا آن زمان فكر مي‌كرد كه فقط عضلات پايين ساعد دست در نوازندگي نقش ايفا مي‌كنند؛ اما او متوجه شد كه عضلات ديگر دست نيز در اين امر دخالت دارند.

هنگام تمرين او در خيال خود تصور مي‌كرد كه عضلاتش از نوك انگشتان تا نقطه‌اي در پشت شانه‌هاي خود جايي كه دستها به بدن متصل مي‌شوند در حال حركت است. بعد از گذشت يك سال انگشت وسط او كاملاً شروع به حركت كرد و سال ديگر انگشت دوم او. پس از سه سال تمام انگشتان او به حالت طبيعي باز گشتند. در اين مدت او همچنين با پزشكي مشورت كرد كه به او توصيه كرد شنا كند. او مي‌گويد: «گرچه شنا به بهبودي بيماري‌ام كمكي نكرد، اما باعث شد احساس سلامتي بيشتري بكنم؛ به علاوه بدانم كه چگونه بدن كار مي‌كند و چگونه مي‌توان به تن آرامي دست يافت.»

نسخه نهايي

با توجه به توصيه پزشكان و تجربه نوازندگان حرفه‌اي، نكات زير براي جلوگيري از جراحات دست در هنگام نوازندگي توصيه مي‌شود:

1. تمرين و نرمش
2. نوشيدن زياد مايعات
3. خواب كافي
4. داشتن بدني انعطاف‌پذير
5. پرهيز از دخانيات و مشروبات الكلي
6. مديتيشن و تمرينات تنفسي
7. مطالعه كتابهاي معتبر گيتار زدن صحيح براي هنرجويان
8. نرمش و گرم كردن دست قبل از شروع تمرين
9. پوشيدن دستكشهاي مخصوص طبي براي كساني كه جريان خون در دستشان به خوبي انجام نمي‌شود.
10. قرار دادن دست به مدت يك دقيقه در آب سرد و سپس يك دقيقه در آب گرم (آب بسيار سرد و بسيار گرم مضر هستند.)
11. ماساژ دست با كرم يا لوسيون از نوك انگشتان تا آرنج
12. كشيدن دست و انگشتان و خم كردن كف دست
13. يوگا
14. فعاليت هم‌زمان با نوازندگي مانند تدريس، تنظيم آهنگ و آهنگسازي
15. طب سوزني

گاهي اوقات تعويض ساز يا قسمتي از آن و يا سيمها مي‌تواند دليلي بر اين پديده باشد. در عين حال مهم‌ترين چيزي كه پزشكان توصيه مي‌كنند اين نكته است: «برده ‌ساز خود نباشيد.»
منبع:alfametal
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 15:14  توسط حمیدرضا | 
جان مایکل اُزبورن حرفه موسیقی خود را در اواخر دهه 90 آغاز کرد ، یعنی زمانی که با گیتاریستی به نام تونی ایومی نوازنده بیسی به نام جیزار باتلر و درامری به نام بیل وارد گروه بلک سبث را تشکیل داد.
گروه شیوه خود را با ساختن ملودی های غم انگیز و تم های سیاه شروع کرد و اولین آلبوم خود را در سال 1970 با عنوان بلک سبث منتشر کرد . پس از آلبوم Never Say Die از گروه در سال 1987 ، ازبورن راه خود را از بلک سبث جدا کرد و پروژه های شخصی خود را از سر گرفت . او با مدیر جدید برنامه هایش شارون ازدواج کرد و گروه خود را تشکیل داد که نام Blizzard of ozz را برایش انتخاب کرد . در این گروه رندی رودز نوازنده گیتار ٬ باب دیزلی نوازنده گیتار باس و لی کرسلیک نوازنده درام بودند . اولین آلبوم گروه با عنوان ود گروه در سپتامبر 1980 در انگلستان منتشر شد . گروه که متاثر از اشعار و شیوه بلک سبث کار خود را آغاز کرده بود تصمیم گرفت از صدایی بلند تر و هوی تر استفاده کند . آن ها فرمول های استاندارد متال را با شیوه های مبدعانه خود در هم آمیختند و آلبوم به مقام هفتم در چارت های انگلستان دست یافت و در رده بندی بهترین های آمریکا مقام 21 را دریافت کرد . آلبوم در کمال تعجب دو سال تمام در صدر فروش بود به یک موفقیت عظیم تبدیل شد . دو عضو گروه یعنی کرسلیک و دیزلی جای خود را به تومی آلدریچ و و رودی سارزو دادند و مدتی کوتاه پس از آن آلبوم Diary of a Madman در نوامبر منتشر می شود.

این بار آلبوم در آمریکا مقام 16 را به دست می آورد و با فروش بالایی رو برو می شود . . به نظر می آمد که ازبورن توانسته بود هواداران خود را از بلک سبث جدا کند . اما نا گهان شهرتش با خدشه ای جدی رو برو شد و ازبورن با لقب حیوان آزار به شهرت سوئی رسید .
در خلال یکی از کنسرتها خفاشی به روی سن پرتاب می شود و ازبورن هم این حرکت یکی از هواداران را با حرکتی عجیب تر پاسخ می دهد . به این ترتیب که سر خفاش را با دندان از بدنش جدا می کند ! :( این مسئله باعث بروز بیماری در او می شود و ازبورن به بیمارستان منتقل می گردد . اندک زمانی بعد رودز در یک حادثه غیر منتظره هواپیمایی کشته می شود و موفقیت های پی در پی گروه به لحظاتی نا امید کننده تبدیل می شود . ازی با از دست دادن بهترین دوست خود به افسردگی دچار می شود و نقشه های وی برای یک آلبوم از اجرا های زنده تغییر پیدا می کند . او در یک نمایش زنده با دو کبوتر ما جرایی جنجالی می آفریند . یکی از کبوتر ها را رها می کند و سر دیگری را مثل دفعه پیش که سر خفاش را کنده بود ٬ از بدنش جدا می کند و با این حرکت می تواند نظر مثبت مدیران کمپانی جت رکوردز را جلب کرده و با آنها قرار دادی را امضاء کند . از اینجا گیتاریستی به نام جیک ای.لی به او ملحق شده و The Moon Bark at در 1984 منتشر می شود . آلبوم نقد های خوبی را شاهد است و در حالی که دو سال بعد وقتی در 1986 اوزبورن با Ultimate Sinباز می گردد از این نقد های مثبت خبری نیست اما این باعث نمی شود ارزشهای مو جود در آن را نا دیده بگیریم . در همان سال ازبورن متهم می شود که با اشعار خود توانسته شنوندگانش را به خود کشی جلب کند و استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی را ترویج می دهد . اگر چه این اتهام بعدا" رفع می شود اما باعث می شود تا شهرت سوء ازبورن شدت پیدا کند . سال 1987 با آلبوم زنده ای که سال 1981 ضبط شده بود و عنوان Tribute  را را بر آن گذاشته بود باز می گردد که یکی از قدرتمند ترین کار های او تا به امروز محسوب می شود . او از کنسرت خود نیز آلبومی تهیه و در سال 1990 راهی بازار می کند و آلبوم جدید خود را یک سال بعد در استدیو ضبط می کند . تا اینجا ازبورن توانسته صدای خودش را مطرح کند . پس کمی از موسیقی کناره گرفت تا وقت بیشتری را کنار خانواده اش صرف کند . وقتی آلبوم No More Tears  در پاییز منتشر می شود شایع می گردد که ازبورن می خواهد با اجرای یک تور کار خود را برای همیشه پایان دهد . اما به دنبال تور آلبومی از آن تهیه و در 1993 با عنوان Live loud منتشر می شود . سال بعد ازبورن Ozzmosis را بیرون می دهد که سه میلیون نسخه از آن به فروش میرسد . بعد از آن بود که ازبورن دست به ابتکار جدیدی به نام  Ozzfestمیزند که در واقع برنامه کنسرتی بود که سالانه به عرفی برنامه های خودش در کنار سایر گروه های متال می پرداخت . در سال 97 گروه هایی همچون پنترا ٬ مریلین منسون و بلک سبث در این برنامه شرکت کردند و ازی آلبومی از این اجراها منتشر ساخت . او همراه با گروه سابق خود (بلک سبث) قطعاتی از را ضبط و البومی تحت عنوان Reunion را ساخته و ارایه می دهد .او مدتی بعد همراه با درامر سابق گروه فيت نومور يعنی مايک بوردن و رابرت تروجيلو نوازنده سابق باس  در گروه T.I.G , و وايلد نوازنده گيتار دنباله ای برای Ozzmosis را ساخته و ارايه می دهد .  او با آلبوم Downto Earth که در پاییز 2001 منتشر می شود دور تازه ای از فعالیت انفرادی را پس از مدت ها آغاز می کند و همراه با راب زامبی یک تور عظیم به راه می اندازد و در همین اثنا از سویM T V برای برنامه ای دیدنی دعوت به همکاری می شود و به این صورت که زندگی خانوادگی او هوراه با سایر اعضا خانواده به صورت یک سریال شبانه تلویزیونی در می آید که با نام خانواده ازبورن سرو صدای فراوانی به راه می اندازد.

منبع:alfametal

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:22  توسط حمیدرضا |